مرکز تخصصی روانشناسی در شرق و شمال تهران

کلینیک تخصصی روانشناسی و مشاوره خانواده ایرانی (روان شناس کودک در تهران پارس و پاسداران )

مرکز تخصصی روانشناسی و مشاوره خانواده ایرانی

مرکز تخصصی روانشناسی و مشاوره خانواده ایرانی
*با نظارت دکتر زیبا ایرانی کارشناس صدا و سیما و عضو هیئت علمی دانشگاه*

ارائه دهنده خدمات:
مشاوره پیش از ازدواج
خانواده درمانی ، زوج درمانی ،.
سنجش و ارزیابی هوش ، استعداد و شخصیت
روانشناسی کودکان و نوجوانان
بازی درمانی و گفتار درمانی
اختلالات یادگیری
درمان اختلالات روانشناختی و ...
آدرس: پاسداران ، نبش بوستان سوم ، ساختمان سیمرغ طبقه 5 واحد 14
شماره تعیین وقت حضوری:
02122779265
02122775567

 

مداخله در بحران كلينيك دكتر زيبا ايراني👇
🔴در صورت هر گونه بحران فردي،اجتماعي و خانوادگي با مشاوران ما تماس بگيريد.👇👇
☎️٧٧٧٦٠٣٥٠ -٧٧٧٦٠٣٨١ - ٧٧٧٦٠٣٦٨
⏰ از ساعت ٩:٣٠ صبح تا ٨ شب

پاسخ به سوالات روان شناسی : @alijokar2

...................................................................................

آدرس شعبه غرب تهران : خيابان انقلاب جنب مترو دروازه دولت پلاک 590

66702194/66703576/09125005342


برچسب‌ها: مرکز روان شناسی خانواده ایرانی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:20  توسط زیبا ایرانی  | 

آیا برای بچه دار شدن آماده اید؟

 

آیا برای بچه‌دار شدن آماده‌ایم؟

طرح سوال

برای برخی از افراد پاسخ به این سوال یکی از آسان‌ترین سوالات دنیاست. زیرا همیشه خود را در قالب والدین تصور کرده‌اند و زندگی خود را بر اساس آن چیده‌اند. عده‌ای نیز در حال پایین و بالا کردن جوانب این موضوع هستند و برای سال‌ها به آن می‌اندیشند و فکر می‌کنند پیش‌ازاین تصمیم باید تردیدهاشان برطرف شود. برخی نیز پاسخشان به این سوال منفی است.

جز هرکدام از این افراد باشید، چه قطعا بخواهید این کار را با یک تصمیم هوشیارانه انجام دهید، چه برای مادر یا پدر شدن تردید دارید، یا نمی‌دانید برای به عهده گرفتن این مسئولیت این‌چنین طولانی آمادگی دارید یا خیر، امیدواریم مطالب زیر به شما کمک کند تا تصمیم بهتری بگیرید.

یک موضوع مهم در ابتدا این است که هیچ‌کس مجبور به بچه‌دار شدن نیست. دنیا برای افرادی که می‌خواهند به جمعیت آن اضافه کنند، کوچک نیست. اینکه می‌خواهید صاحب فرزندی شوید و اینکه چه آرزو و امیدهایی دارید همگی کاملا به شما مربوط می‌شود.

فاکتور سختی

مادر و پدر بودن بسیار جالب و سرگرم‌کننده است. این کار به‌طوری رضایت‌بخش است که تا زمانی که این نقش را نپذیرفته‌اید نمی‌توانید لذت آن را درک کنید اما درعین‌حال سخت تر از همه کارهایی است که تاکنون انجام داده‌اید.

سخت است زیرا بیشترین میران وقت و انرژی شما صرف آن می‌شود و تنها زمان کوتاهی برای استراحت و بازیابی خود، خواهید داشت. این کار سخت خواهد بود چراکه بیشتر والدین زمان، پول، حمایت عاطفی، زمان تحصیل و آمادگی برای کاری که دوست دارند انجام بدهند را نخواهند داشت. سخت است زیرا زمانی که بچه ها شما را کلافه می‌کنند کاملا در چهره شما مشهود است. سخت است زیرا هر اشتباهی که شما انجام داده و بدهید عزیزترین فرد زندگی‌تان را تحت تاثیر قرار می‌دهد: یعنی فرزندتان!

داشتن فرزند، یکی از تغییرات اساسی زندگی است و به این خاطر که زنان عموما مسئولیت اصلی را در قبال فرزندان دارند، قطعا تاثیری که این اتفاق بر زندگی آن‌ها خواهد داشت، بیشتر از مردان است. در واقع اولویت جامعه در تربیت فرزندان بیشتر بر روی زنان است.

پتی ویپلر موسس مجموعه "والدین دست در دست" کالیفرنیا معتقد است: «پدر و مادری که حیاتی‌ترین نقش برای پروراندن نسل آینده به‌حساب می‌آید به‌صورت اقتصادی و شبیه به یک سرگرمی دیده می‌شود. زنان حقوق، حمایت و مشارکت کافی در جامعه پیدا نمی‌کنند درنتیجه به یک فرد خسته و کسل تبدیل می‌شوند

امروزه مردان بیشتر از گذشته در نقش پدری فعالیت می‌کنند. اما همچنان کارهای مربوط به خانه نظیر درست کردن غذا، تدابیر عاطفی، نگهداری از بچه، خرید و جزئیات خانه‌داری بر عهده زن خانه است که حقوقی بابت آن دریافت نمی‌کند.

البته این به آن معنی نیست که این برای مردان یک تصمیم آسان است. در جوامع مدرن هم زن و هم مرد در مواجه با انتخاب شغل یا وظیفه والدی خود قرار می‌گیرد که درنتیجه‌ ماندن در بین این دو وضعیت معمولا زنان فرزند پروری را انتخاب می‌کنند و مردان کار را.

کار کردن بیش‌ازحد مردان یا به‌نوعی اعتیاد آن‌ها به کارشان توسط محل کار و البته نقشی که به‌تازگی در خانواده عهده‌دار آن می‌شوند، تقویت می‌شود. ساعات کاری طولانی باعث افزایش حس تنهایی در مردان می‌شود و این حس را برایشان ایجاد می‌کند که قادر نیستند آن پدری که آرزویش را داشتند، بشوند.

بررسی واقعیت

باوجوداین همه تصاویر رویاگونه و رمانتیک از بچه‌دار شدن که در اطراف وجود دارد تا زمانی که فرد پدر و مادر نشود به‌ندرت می‌تواند یک تصویر واقع‌گرایانه از اینکه والد بودن چیست داشته باشد.

برای داشتن این تجربه به‌صورت نیمه واقعی می‌توانید از فرزند یک آشنا یا دوست در طول یک روز مراقبت کنید. همچنین می‌توانید فرض کنید که تصمیم به بچه‌دار شدن گرفته‌اید و با این حس و تمامی تغییراتی که در زندگیان قرار است اتفاق بیفتد یک هفته زندگی کنید. سپس تصمیم بگیرید بچه‌دار نشوید و یک هفته نیز با این تفکر زندگی کنید.

بسیاری از افراد به‌ویژه زنان هنگامی‌که بزرگ می‌شوند از آن‌ها انتظار می‌رود که حتما والد باشند. همیشه و در هر دوره‌ای زنان و دختران با تصاویر و انتظاراتی از جانب والدین، همسر، مذهب، تبلیغات و رسانه‌ها احاطه‌شده‌اند تا مادر شوند. اما اینکه شما تصمیم به مادر شدن می‌گیرید تنها مربوط به خودتان است و هیچ انتظار و توقعی از سوی والدین، دوستان و مذهبتان نباید شمارا مجبور به این تصمیم کند. زیرا این زندگی شما است و تصمیم‌گیری درباره آن به شما مربوط می‌شود.

آیا برای بچه‌دار شدن آمادگی دارید؟

مجموعه‌ای از سوالات زیر توسط تیم روان‌پزشکان سن فرانسیسکو طراحی‌شده تا به شما در جهت پاسخ به این سوال کمک کند. می‌توانید از هر روشی که به شما کمک می‌کند تا تصمیم بهتری بگیرید استفاده کنید. مثل گفت‌وگو با شریک زندگی یا دوستتان، در خلوت فکر کردن، تهیه یادداشت یا مشاوره با پزشکتان.

اگر قصد بچه‌دار شدن دارید این سوالات را به همسر خود نیز نشان دهید تا جواب سوالات او را نیز بدانید.

دیوید من به‌عنوان مسئول این مطالعات می‌گوید: «بسیاری از کارهایی که ما انجام می‌دهیم به افراد کمک می‌کند تا حس تردید خود را بفهمند تا بتوانند به مرحله بعدی تصمیم‌گیری برسند. ما به این نتیجه رسیده‌ایم که تردید، نتیجه مسائل عاطفی است که شخص دارد و از آن آگاه نیست. چیزی مانند یک ناراحتی حل‌نشده

پیشنهاد می‌شود اول با این سوال از خود شروع کنید که چه چیز برای خود می‌خواهید؟ صرف‌نظر از موقعیت فعلی و آنچه در آینده با آن مواجه خواهید شد تا چیزی را که می‌خواهید به دست آورید.

اگر فکر می‌کنید که بچه می‌خواهید در این مرحله هرگز نپرسید که چه پیش خواهد آمد؟ خواه بچه خودتان باشد یا بخواهید به سرپرستی قبول کنید. تنها بر روی خواسته‌ها و آرزوهایتان تمرکز کنید.

برخی دیگر از سوالات این هستند:

  • آیا زمانی را با کودکان سپری می‌کنید؟ از آن لذت می‌برید؟
  • چه ویژگی در والدینتان دوست داشته و شایسته قدردانی میدانید؟ و چه ویژگی را دوست ندارید؟
  • از اینکه یک پدر یا مادر باید چگونه باشد چه تصویری دارید؟
  • از پاسخگویی به این سوالات چه حسی دارید؟

برچسب‌ها: زیبا ایرانی روان شناس کودک
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:9  توسط زیبا ایرانی  | 

علل ترس کودکان از مدرسه و راه حل آن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:41  توسط زیبا ایرانی  | 

مطالعات سالمندی

سايت انجمن مطالعات سالمندي

http://www.agingstudies.ir

مطالعات جدید تاکید دارد که عوامل و فاکتورهای روانی چون اضطراب و افسردگی بیش از بیماری‌های جسمی بر وضع/یت سلامت ,آرامش و آسایش سالمندان تأثیرگذارند.

🌐بالا رفتن سن با مشکلات جسمی و مشکلات سلامتی همراه است, اما تحقیقات جدید بر فاکتورهای روان‌شناختی بیش از عوامل جسمی در تامین آسایش و آرامش افراد در دوران سالمندی تأکید دارد.

🌐ناراحتی‌های جسمی ناشی از افزایش سن هرچند عواملی تاثیرگذارند اما عامل اصلی کاهش کیفیت زندگی و آرامش در میان زنان و مردان سالمند و مسن نیستند بلکه فاکتورهای روان‌شناختی بیشترین تأثیرگذاری را در این زمینه دارند.

🌐متخصصان آلمانی اظهار داشتند: آنچه موجب جذاب‌تر شدن این مطالعه شده این است که پیش از این تأثیر استرس بر آسایش روانی افراد در این وسعت بررسی نشده بود.

🌐به گزارش مدیکال نیوز تودی، به گفته متخصصان افزایش سن به خودی خود مطمئناً با کاهش کیفیت زندگی مرتبط نیست و در واقع فاکتورهای روان‌شناختی از قبیل افسردگی یا اضطراب بر سلامت ذهنی افراد تأثیر می‌گذارد


برچسب‌ها: انجمن مطالعات سالمندی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:41  توسط زیبا ایرانی  | 

خشم

از مهمترین هیجان هایی که در زندگی همه افراد نقش مهم و موثری دارد، هیجان خشم است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتارهای نامناسب بروز می کند. خشم می تواند از یک رنجش و ناراحتی زود گذر تا یک عصبانیت تمام عیار گسترش یابد. اما در هر حال پدیده ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات و هیجان ها نشانه سلامت، تندرستی و عواطف انسانی است ولی هنگامی که از کنترل خارج می شود می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگواری را در تمامی عرصه های زندگی بوجود آورد.

همچنین خشم می تواند از عوامل بیرونی یا درونی باشد. از عوامل بیرونی می توان خیانت در امانت، مورد بی اعتنایی قرار گرفتن، ملاحظه نکردن دیگران، مورد توهین و تجاوز واقع شدن و از عوامل درونی می توان افکار و عقاید غیر منطقی، توفعات نابجا و احساس ناکامی اشاره کرد.

خشم از ممانعت ناشی می شود زمانی که چیزی یا کسی مانع از رسیدن ارگانیسم به هدفی که دارد شود بروز پیدا می کند. خشم به صورت پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خصومت، مخالفت، انتقاد، احساس رنجش، بارها درباره ی چیزی حرف زدن، دوری یا اجتناب ازمسائل و افراد ابراز می شود(بشکار، 1387). آن گونه که بیان شده خشم هیجان خطرناکی است زیرا در پی تخریب و از بین بردن آن چیز یا کسی است که ارگانیسم آنرا مانعی بر سر راه خود می داند. افزایش فشار خون و ضربان قلب و تحریکات بدنی ناشی از خشم می تواند برای فرد خطرناک باشد، خشم اگر هم ابراز نشده و درون ریزی شود، خصومت را در درون فرد افزایش می دهد و به عملکرد فرد در موقعیت های بین فردی، اجتماعی و سازگاری با دیگران، دستیابی به اهداف زندگی خانوادگی و موقعیت های شغلی آسیب می زند. همه افراد خشم را تجربه و آن را نشان می دهند، برخی افراد خشم شان را با روش های سالمی مدیریت می کنند و برخی دیگر بوسیله خشم شان با روش های غیر سالمی کنترل می شوند. خشم حالتی هیجانی توصیف می شود که می تواند زیربنای پرخاشگری و خصومت باشد. خصومت به نگرش پرخاشگرانه فراگیری اطلاق می شود که فرد را به سوی رفتارهای پرخاشگرانه سوق می دهد، در حالی که پرخاشگری به رفتار قابل مشاهده با قصد آسیب رسانی اطلاق می شود. همچنین پرخاشگری عبارتست از حالت منفی همراه با نقص ها و انحرافات شناختی و رفتارهای ناسازگارانه.

ماهيت خشم

اين حالت، نوعي هيجان است كه از لحاظ شدت مي تواند خفيف، شديد يا ويرانگر باشد. اصولاً هيجان را عوامل دروني و بيروني تحريك و راه اندازي مي کند. هيجان نه تنها مضّر نيست، بلكه لازمه زندگي است. زيرا نمي توانيم هيجان ها را از زندگي دور كنيم. نه تا كاري كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه يا از وقوع آنها بكاهيم، يا اينكه ياد بگيريم چگونه با آنها سازگاري يا مقابله داشته باشيم. همانند ديگر هيجانات، عصبانيت موجب تغييرات متعدد زيستي و فيزيولوژيكي مي شود، مثل افزايش فشار خون، ضربان قلب، تنفس و همچنين افزايش ميزان ترشح آدرنالين و نورآدرنالين.برانگيختگي شديد فیز يولوژيكي مشخصه ي آن دسته از حالات هيجاني است كه جاندار را براي عمل فرار یا جنگ  آماده مي كند. ناکامی،آسيب، نوميدي، اذيت، تهديد و برخي از علت هاي بروز خشم هستند. خشم مي تواند ناشي از عوامل دروني يا بيروني باشد، شما مي توانيد از دست فرد مشخصي، مثل يك همكار، يا يك حادثه، ترافيك يا پرواز لغو شده عصباني شويد (عوامل بيروني) يا از مسائل شخصي خود ناراحت باشيد مثل يك ناكامي، يا يادآوري حوادث و خاطرات تلخ وآسيب زا شما را نگران كرده باشد (عوامل دروني).همه ي ما خشم را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم، و سعي مي كنيم آن را با شيوه اي مناسب ابراز كنيم. برخي افراد تا زماني كه فشار ناكامي و خشم زندگي روزانه آنان را طاقت فرسا نكرده است، خشم را در خود نگه مي دارند.

برخي ديگر ظاهراً در عصبي شدن، فرياد كشيدن، زدن و پرتاب كردن و در كل رفتارهايي كه قلب ها را مي شكند، متخصص و خبره هستند.خشم مخرب از لحاظ فردي و اجتماعي به ما آسيب مي زند. اداره و كنترل خشم لزوماً به معني ابراز كمتر آن نيست، بلكه به معني فراگيري شيوه اي از ابراز آن است كه براي ما و كساني كه پيرامون ما هستند مناسب و يا حتي مفيد باشد. هرچند ممكن است تصور بروز خشم به شيوه اي سازنده، تازه و غريب به نظر برسد، ولي بايد گفت كه چنين امري ممكن است. براي مثال، برخي افراد هنگامي به آرامش مي رسند كه درباره خشم خود مي نويسند، آن را نقاشي مي كنند، يا با دوستان و اعضاي خانواده صحبت مي كنند، برخي ديگر قدم مي زنند، ورزش مي كنند و يا آميزه اي از اين رفتارها را انجام مي دهند.

 


برچسب‌ها: کنترل خشم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:36  توسط زیبا ایرانی  | 

چگونه بر خشم غلبه نماییم؟

سطح تحمل ناكامي در افرادي كه معمولاً زود عصباني مي شوند پايين است، يعني دوست ندارند كه هيچ موضوعي آنها را ناراحت يا آزرده خاطر سازد، آنها به حدي عصباني اند كه هنگام راه رفتن تعادل ندارند وآن قدر آتشين مزاج اند كه اگر موقعيت بر وفق مرادشان نباشد به خاطر كوچك ترين اشتباهي، ديگران را شديدا توبيخ مي كنند. يكي از علل عصبانيت، عوامل ارثي و مسائل فيزيولوژيكي است. گرچه شواهد علمي كافي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد، ولي مردها عصباني ترند. برخی از بررسي ها نشان داده اند كه بعضي از كودكان از هنگام تولد تحريك پذير، زود رنج و كج خلق اند و اين علائم از اولين روزهاي بعد از تولد قابل مشاهده است. علل ديگر ممكن است اجتماعي - فرهنگي باشند. عصبانيت غالباً به عنوان يك رفتار منفي تلقي مي شود، مثلاً ياد گرفته ايم كه اضطراب، افسردگي، ترس وديگر هيجانات مان را ابراز كنيم ولي نياموخته ايم در مورد عصبانيت مان با ديگران صحبت كنيم، ياحتي آن را پردازش دروني كنيم در حقيقت ما ياد نگرفته ايم كه چگونه خشم را مديريت كنيم يا آن را در مسیر مناسبي هدایت نماییم.

بعضي از پژوهش ها زمينه خانوادگي را در اين زمينه موثرمي دانند. براي نمونه، افرادي كه به آساني عصباني مي شوند به خانواده هاي آشفته، از هم گسيخته و فاقد مهارت هاي ارتباطي وهيجاني تعلق دارند.

راهكارهاي مقدماتي كنترل خشم

اولين گام براي اداره و كنترل خشم اين است كه باور كنيد مي توانيد اين كار را انجام دهيد. گام دوم خودآگاهي هيجاني ست، يعني بدانيم پيش از اينكه خشمگين شويم، دچار چه احساسي شده ايم تنفر، كينه، دردمندي، اضطراب، خستگي.

براي كنترل اوليه بايد توجه زيادي به حالات و نشانه هاي خشم نمود، علائمي مانند: تغييرات بدني كه قبل و حين خشم در شما رخ مي دهند، براي مثال افزايش ضربان قلب، احساس فشار در سر، احساس داغ شدن، مشت شدن دستها، دندان به هم فشردن، احساس گرفتگي و سفتي عضله در ناحيه شكم، سينه وغيره. نشانه هاي شناختي، يعني افكاري كه شما درباره گذشته، حال و آينده داريد و قبل از احساسات خشم و ناكامي پيدا مي شوند. داشتن فهرستي از اين نشانه ها در مديريت خشم بسيار مفيد است. موقعيت ها، افراد مکان هایی كه شما را خشمگين مي كنند.

مهارخشم با وقفه اندازيحال كه شما نشانه ها و سرنخهاي خشم خود را شناختيد، هرگاه متوجه اين علائم شديد مكثي كنيد و نفس عميقي بكشيد، يك وقفه چند ثانيه اي و نفس عميق مي تواند اثر پايداري بر شما بگذارد. خشمي كه احساس مي كنيد، آنچه كه به خود مي گوييد و آنچه در اثر اين خشم انجام خواهيد داد، تحت تأثير اين وقفه قرار گرفت. قطعا پاسخ فوري كه شما مي دهيد، با پاسخي كه بعد از پانزده ثانيه خواهيد داد، فرق خواهد داشت.

تغيير انديشه خشم آلودنحوه ي اندیشیدن ما با شيوه ي احساس ما مرتبط است، يعني برخي انديشه ها ما را مستعد خشم و ناكامي مي كنند. شيوه هاي رايجي كه برخي افراد قبل از بروز خشم بكار مي گيرند، عبارتند از: توقف كردن روي مسأله ي مشكل آفرين، تمركز روي جنبه هاي منفي، ناچيز شمردن وجوه مثبت، انتظار كمال از خود و ديگران، داشتن نگرش انعطاف ناپذير و تفكر دو قطبي(خوب - بد، سيا ه- سفيد). اين انديشه ها مستعد خشم هستند. تغيير انديشه ي خشم آلود با افکار مثبت متعدد  امكان پذيراست ازجمله: توجه به موقعيت و مشكل از نگاه ديگران، تفکر در باب آنچه مايليد انجام دهيد تامل درباره پيامدهاي احتمالي اعمال خود، قبول اين نكته كه همه خطاپذيرند و جستجوي شيوه هايي كه به كمك آنها مي توان يك موقعيت مشكل زا را به نحو مطلوبي اداره كرد.

ايجادبينش و آگاهي نسبت به توان كنترل خودهرگاه متوجه شديد كه توانسته ايد با يك موقعيت برانگيزنده ي خشم به خوبي مقابله كنيد، يا خشم خود را به شيوه مناسبي ابراز داشته ايد، از خود بپرسيد، من چگونه اين كار را انجام دادم؟ هر فردي نوعي توان و استعداد براي كنترل خشم دارد، توان شما چگونه است؟ روي اين مسأله بسيار تمركز و تمرين كنيد و آن را تقويت كنيد.مثلاً آيا در فلان موقعييت خشم برانگيز بخشيده ايد؟ عفوكرده ايد ؟ گاهي اوقات عفو كساني كه موجب درد و رنج ما شده اند، غيرقابل تصور است. هراس ما ممكن است اين باشد كه گذشت موجب مي شود، رفتار شخص موجه شمرده شود. با خود مي گوييم: چرا من كسي را عفو كنم كه موجب خشم يا رنج شديدي در من شده است.

پاسخ اين است كه ما ديگران را به خاطر خودمان مي بخشيم. وقتي ما كسي را مي بخشيم، به كنترل او روي چگونگي احساس خود پايان مي دهيم. اين هديه اي است كه شما مي توانيد به خود بدهيد، ما به خودمان شانس يك زندگي تازه مي دهيم، زندگي اي كه در آن تنفرهاي كهنه و مزمن جايي ندارند. بنابراين در وهله نخست، عفو هديه به ديگران نيست، بلكه هديه لطفي است كه به خودمان مي كنيم. افراد خوب هم مي توانند تجارب منفي و بد داشته باشند. سو استفاده، بي اعتنايي، بي توجهي و تنگ نظري، همه و همه واقعيتهايي در زندگي ما هستند كه بايست نسبت به آنها آگاهي پيدا كنيم.

تنفر، وقت و انرژي زيادي مي گيردوقت و نيرويي كه تنفر و كينه از شما مي گيرد، مي تواند به مردم و فعاليت هايي اختصاص يابد كه براي شما شادي و رضايت و براي ديگران خدمت و محبت به دنبال آورد. انتخاب عفو براي كنترل خشم وكينه ها به تدريج حاصل مي شود. عجله نداشته باشيد، شما نبايد مادامي كه آماده نيستيد، آن را انتخاب كنيد، اگر موارد كوچك را عفو كنيد، به تدريج ياد خواهيد گرفت كه چگونه خطاهاي بزرگ ديگران را هم ببخشيد. راجع به عفو بزرگان ديني و اجتماعي فكر و تحقيق كنيد و از آنها پيروي نماييد.

خودتان را بيان كنيدپس از آنكه خشم را احساس كرديد و آن را تحليل نموديد و به اين نتيجه رسيديد كه خشم شما موجه است، درباره نوع رفتاري كه مي خواهيد انجام دهيد فكر كنيد، صبر كنيد و بعد تصميمي عقلاني بگيريد. وقتي خشم شما موجه است، صادقانه مشخص كنيد كه چه احساسي داريد، احساس كينه، عصبانيت، نفرت، انتقام، لذت يا چيز ديگري، هر چه خود و احساس خود را بيشتر بشناسيد، بهتر عمل خواهيد كرد.


برچسب‌ها: کنترل خشم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:36  توسط زیبا ایرانی  | 

چگونه بر خشم غلبه نماییم؟

سطح تحمل ناكامي در افرادي كه معمولاً زود عصباني مي شوند پايين است، يعني دوست ندارند كه هيچ موضوعي آنها را ناراحت يا آزرده خاطر سازد، آنها به حدي عصباني اند كه هنگام راه رفتن تعادل ندارند وآن قدر آتشين مزاج اند كه اگر موقعيت بر وفق مرادشان نباشد به خاطر كوچك ترين اشتباهي، ديگران را شديدا توبيخ مي كنند. يكي از علل عصبانيت، عوامل ارثي و مسائل فيزيولوژيكي است. گرچه شواهد علمي كافي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد، ولي مردها عصباني ترند. برخی از بررسي ها نشان داده اند كه بعضي از كودكان از هنگام تولد تحريك پذير، زود رنج و كج خلق اند و اين علائم از اولين روزهاي بعد از تولد قابل مشاهده است. علل ديگر ممكن است اجتماعي - فرهنگي باشند. عصبانيت غالباً به عنوان يك رفتار منفي تلقي مي شود، مثلاً ياد گرفته ايم كه اضطراب، افسردگي، ترس وديگر هيجانات مان را ابراز كنيم ولي نياموخته ايم در مورد عصبانيت مان با ديگران صحبت كنيم، ياحتي آن را پردازش دروني كنيم در حقيقت ما ياد نگرفته ايم كه چگونه خشم را مديريت كنيم يا آن را در مسیر مناسبي هدایت نماییم.

بعضي از پژوهش ها زمينه خانوادگي را در اين زمينه موثرمي دانند. براي نمونه، افرادي كه به آساني عصباني مي شوند به خانواده هاي آشفته، از هم گسيخته و فاقد مهارت هاي ارتباطي وهيجاني تعلق دارند.

راهكارهاي مقدماتي كنترل خشم

اولين گام براي اداره و كنترل خشم اين است كه باور كنيد مي توانيد اين كار را انجام دهيد. گام دوم خودآگاهي هيجاني ست، يعني بدانيم پيش از اينكه خشمگين شويم، دچار چه احساسي شده ايم تنفر، كينه، دردمندي، اضطراب، خستگي.

براي كنترل اوليه بايد توجه زيادي به حالات و نشانه هاي خشم نمود، علائمي مانند: تغييرات بدني كه قبل و حين خشم در شما رخ مي دهند، براي مثال افزايش ضربان قلب، احساس فشار در سر، احساس داغ شدن، مشت شدن دستها، دندان به هم فشردن، احساس گرفتگي و سفتي عضله در ناحيه شكم، سينه وغيره. نشانه هاي شناختي، يعني افكاري كه شما درباره گذشته، حال و آينده داريد و قبل از احساسات خشم و ناكامي پيدا مي شوند. داشتن فهرستي از اين نشانه ها در مديريت خشم بسيار مفيد است. موقعيت ها، افراد مکان هایی كه شما را خشمگين مي كنند.

مهارخشم با وقفه اندازيحال كه شما نشانه ها و سرنخهاي خشم خود را شناختيد، هرگاه متوجه اين علائم شديد مكثي كنيد و نفس عميقي بكشيد، يك وقفه چند ثانيه اي و نفس عميق مي تواند اثر پايداري بر شما بگذارد. خشمي كه احساس مي كنيد، آنچه كه به خود مي گوييد و آنچه در اثر اين خشم انجام خواهيد داد، تحت تأثير اين وقفه قرار گرفت. قطعا پاسخ فوري كه شما مي دهيد، با پاسخي كه بعد از پانزده ثانيه خواهيد داد، فرق خواهد داشت.

تغيير انديشه خشم آلودنحوه ي اندیشیدن ما با شيوه ي احساس ما مرتبط است، يعني برخي انديشه ها ما را مستعد خشم و ناكامي مي كنند. شيوه هاي رايجي كه برخي افراد قبل از بروز خشم بكار مي گيرند، عبارتند از: توقف كردن روي مسأله ي مشكل آفرين، تمركز روي جنبه هاي منفي، ناچيز شمردن وجوه مثبت، انتظار كمال از خود و ديگران، داشتن نگرش انعطاف ناپذير و تفكر دو قطبي(خوب - بد، سيا ه- سفيد). اين انديشه ها مستعد خشم هستند. تغيير انديشه ي خشم آلود با افکار مثبت متعدد  امكان پذيراست ازجمله: توجه به موقعيت و مشكل از نگاه ديگران، تفکر در باب آنچه مايليد انجام دهيد تامل درباره پيامدهاي احتمالي اعمال خود، قبول اين نكته كه همه خطاپذيرند و جستجوي شيوه هايي كه به كمك آنها مي توان يك موقعيت مشكل زا را به نحو مطلوبي اداره كرد.

ايجادبينش و آگاهي نسبت به توان كنترل خودهرگاه متوجه شديد كه توانسته ايد با يك موقعيت برانگيزنده ي خشم به خوبي مقابله كنيد، يا خشم خود را به شيوه مناسبي ابراز داشته ايد، از خود بپرسيد، من چگونه اين كار را انجام دادم؟ هر فردي نوعي توان و استعداد براي كنترل خشم دارد، توان شما چگونه است؟ روي اين مسأله بسيار تمركز و تمرين كنيد و آن را تقويت كنيد.مثلاً آيا در فلان موقعييت خشم برانگيز بخشيده ايد؟ عفوكرده ايد ؟ گاهي اوقات عفو كساني كه موجب درد و رنج ما شده اند، غيرقابل تصور است. هراس ما ممكن است اين باشد كه گذشت موجب مي شود، رفتار شخص موجه شمرده شود. با خود مي گوييم: چرا من كسي را عفو كنم كه موجب خشم يا رنج شديدي در من شده است.

پاسخ اين است كه ما ديگران را به خاطر خودمان مي بخشيم. وقتي ما كسي را مي بخشيم، به كنترل او روي چگونگي احساس خود پايان مي دهيم. اين هديه اي است كه شما مي توانيد به خود بدهيد، ما به خودمان شانس يك زندگي تازه مي دهيم، زندگي اي كه در آن تنفرهاي كهنه و مزمن جايي ندارند. بنابراين در وهله نخست، عفو هديه به ديگران نيست، بلكه هديه لطفي است كه به خودمان مي كنيم. افراد خوب هم مي توانند تجارب منفي و بد داشته باشند. سو استفاده، بي اعتنايي، بي توجهي و تنگ نظري، همه و همه واقعيتهايي در زندگي ما هستند كه بايست نسبت به آنها آگاهي پيدا كنيم.

تنفر، وقت و انرژي زيادي مي گيردوقت و نيرويي كه تنفر و كينه از شما مي گيرد، مي تواند به مردم و فعاليت هايي اختصاص يابد كه براي شما شادي و رضايت و براي ديگران خدمت و محبت به دنبال آورد. انتخاب عفو براي كنترل خشم وكينه ها به تدريج حاصل مي شود. عجله نداشته باشيد، شما نبايد مادامي كه آماده نيستيد، آن را انتخاب كنيد، اگر موارد كوچك را عفو كنيد، به تدريج ياد خواهيد گرفت كه چگونه خطاهاي بزرگ ديگران را هم ببخشيد. راجع به عفو بزرگان ديني و اجتماعي فكر و تحقيق كنيد و از آنها پيروي نماييد.

خودتان را بيان كنيدپس از آنكه خشم را احساس كرديد و آن را تحليل نموديد و به اين نتيجه رسيديد كه خشم شما موجه است، درباره نوع رفتاري كه مي خواهيد انجام دهيد فكر كنيد، صبر كنيد و بعد تصميمي عقلاني بگيريد. وقتي خشم شما موجه است، صادقانه مشخص كنيد كه چه احساسي داريد، احساس كينه، عصبانيت، نفرت، انتقام، لذت يا چيز ديگري، هر چه خود و احساس خود را بيشتر بشناسيد، بهتر عمل خواهيد كرد.


برچسب‌ها: کنترل خشم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:36  توسط زیبا ایرانی  | 

روش های کاهش خشم

آرمیدگی: روش هاي ساده ي آرميدگي مثل تنفس عميق و آرام سازي ذهني مي توانند به شما دركاهش احساس عصبانيت كمك كنند. به عنوان مثال مي توانيد در وضعيت راحتي دراز بكشيد، چشمانتان را ببنديد، تمام ماهيچه هاي خود را به حالت آرميدگي در آوريد. اين كار را از پاها شروع كنيد و ادامه دهيد تا تمام ماهيچه هايتان به آرميدگي برسند. آنگاه از راه بيني نفس بكشيد ( به تنفس خود توجه كنيد)، به بازدم خود نيز توجه كنيد، اين كار را بيست دقيقه ادامه دهيد، سعي كنيد فقط صداي نفس كشيدنتان را بشنويد.

براي رسيدن به آرميدگي مي توانيد در حالي كه در وضعيت راحتي دراز كشيده ايد يك كلمه را مكرراً تكرار كنيد، مثلاً بگوييد: آرام باش، سخت نگير و امثال آن. روش ديگر براي آرام سازي استفاده از تصوير سازي ذهني است. براي اين منظور يك صحنه يا تجربه ي زيبا و آرامش بخش را مجسم كنيد و فقط به آن فكر كنيد و اجازه ندهيد هيچ فكر ديگري به ذهن شما وارد شود تا بدين وسيله به آرميدگي دست پيدا كنيد.

اين تمرين ها مي توانند عضلات شما را به آرامش برسانند و احساس آرامش شما را بيشتر كنند. اين تمرين ها را هر روز بايد انجام داد. بايد ياد بگيريد هر زماني كه در وضعيت تنش زا قرار مي گيريد به طور خودكار از اين تكنيك ها استفاده كنيد(قره چه داغی، 1380).

بازسازي شناختي: منظور از بازسازي شناختي اين است كه هر انساني مي تواند كه افكارش را تغيير دهد، درست مثل وقتي كه كانال هاي تلويزيون را عوض مي كنيم تا به برنامه دلخواه برسيم. مردم عصباني تمايل دارند كه با صداي بلند حرف بزنند و ناسزا بگويند، به گونه اي كه افكار دروني خود را منعكس كنند. موقعي كه عصباني هستيد، افكارتان می توانند خیلی اغراق امیز و غمناک باشند. تلاش كنيد به جاي اين ها افكاري را كه مبثت تر ومنطقي ترند جايگزين كنيد.

مسئله گشايي: بعضي اوقات ناكامي و به دنبال آن عصبي شدن، ناشي از مسائل واقعي و غيرقابل اجتناب زندگي است. دراين حالت عصبانيت نابجا نبوده، بلكه پاسخي طبيعي به مشكلات است هر مشكلي راه حلي دارد ولی ما غالبا نمی توانیم راه حل را پيدا كنيم. هميشه بهترين كار يافتن راه حل نيست، بلكه بهتر اين است كه بدانيد چگونه بايد با مسئله روبه رو شويد.

ورزش: ورزش، مخصوصاً درفضاي باز، نه تنها سلامت جسمي را بهبود مي بخشد، بلكه به تسكين اعصاب و سلامت رواني نيز كمك مي رساند. ورزش در فضاي باز مثل پياده روي، دويدن، نرمش، شنا، فوتبال، سبب مصرف زياد و مداوم اكسيژن مي شود، خصوصاً اگر در فضاي سبز و مناطق كوهستاني انجام شود. ورزش مداوم سبب سلامت قلب و عروق، كاهش چربي بدن، تناسب بدن و از بين رفتن غم، افسردگي و اضطراب است، همچنين باعث افزايش عزت نفس، شادي، سرزندگي فرد و افزايش خود کنترلی  رفتار می شود.

شوخ طبعي: شوخ طبعي از طرق مختلفي مي تواند موجب كاهش خشم شود. زماني كه عصباني هستيد اطرافيان را با الفاظ بد خطاب مي كنيد. اين كار را متوقف كنيد و در نظر داشته باشيد كه مي شود از كلمات و جملات طنزآلود، كنايه آميز و خوشايند استفاده كرد. شوخ طبعي بار مشكلات ما را سبك مي كند، باعث خوش بيني مي شود و به ما كمك مي كند، شرايط استرس زا را بهتر تحمل كنيم. شوخ طبعي نه تنها روحيه ما و اطرافيان را شاد مي كند، بلكه باعث افزايش انرژي و توان، براي حل مشكلات و برخورد با مسائل مي شود.

اجتناب: از هر عاملي كه عصبانيت شما را بر مي انگيزد، پرهيز كنيد. نگوييد كه چون من عصباني مي شوم، بچه ام بايد اتاقش را مرتب کند. اين درست نيست، درست اين است كه خودتان را آرام كنيد. براي رهايي از دردسرهاي ترافيك يا بايد مسير روزانه تردد خود را تغيير دهيد، يا از اتوبوس و مترو استفاده كنيد، در غير اين صورت بايد خود را به دست ترافيك بسپاريد.

تغييرمحيط: بعضي از اوقات عوامل محيطي - اجتماعي محرك عصبانيت و ناراحتي ما هستند. در اين گونه موارد تنها راه حل مشكل، تغيير محيط است. مثلاً فرد درون گرايي كه به عنوان مسئول روابط عمومي سازمان يا اداره اي مشغول به كارشده است، بايد مسئوليت و محيط كارش را تغيير دهد. يا راه حل اساسي فردي كه به كشوري مهاجرت كرده، و بين آن كشور و موطنش هيچ همخواني فرهنگي وجود ندارد و اين موضوع پيوسته او را به رنج مي اندازد، بازگشت به كشور خويش است.

ارتباط بهتر: افراد خشمگين تمايل دارند كه زود به نتیجه برسند. این عجول بودن برای رسیدن به هدف می تواند، در یک گفتگو منجر به برداشتي سطحي و غلط از منظور گوينده شود و در نتيجه مشكل زا باشد. براي ارتباط بهتر لازم است قبل از پاسخ به دقت به آنچه شنيده ايم گوش دهيم وآن را تفسير كنيم و فكرمان را بر پاسخ ها متمركز كنيم، پيش از اين اشاره كرديم پاسخي را كه سريع به يك محرك مي دهيد با پاسخي كه بعد از چند ثانيه تأمل خواهيد داد تفاوتي زياد خواهد داشت. چه بسا اين چند لحظه فكر كردن ما را به اين نتيجه برساند كه حرف هاي طرف مقابل معنايي غير از برداشت اوليه ما داشته، و بدين ترتيب منظور او را بهتر درك كنيم.

زمان بندي: انسان هميشه دريك وضعيت و حالت روحی- رواني ثابت نيست. بعضي از افراد صبح ها سرحال و پرانرژي اند وعصرها خسته به همين علت عصرها و شب ها ممكن است سطح تحمل شان بسيار پايين باشد وآماده ي عصباني شدن باشند.دراين گونه موارد بهتر است موضوعات ومسائل حساس بحث برانگیز در ساعاتي طرح شوند كه زمان مناسبي، براي آن افراد است. مثلاً شب هنگام، زماني كه همسرتان موضوع بحث برانگيزي را طرح مي كند ممكن است كه با او دعوا كنيد، بهتر است طرح اين گونه موضوعات را به زمان ديگري موكول كنيد تا صحبت هايتان منجر به بحث و جدل نشود. بنابراين مسائل بايد در زمان مناسب طرح شوند تا نتيجه بخش باشند.


برچسب‌ها: کنترل خشم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:34  توسط زیبا ایرانی  | 

اضطراب در کودکان

ترسهای طبیعی

ترس ها یک بخش بهنجار و طبیعی زندگی هستند.آنها قسمتی از سیر تکامل نوع بشر هستند و مواقع خاصی از زندگی ما پایدار می شوند و گسترش می یابند.ترس از غریبه ها و ترس جدایی از مراقب اصلی نوعا در کودکان حدود شش تا نه ماهه ظهور خواهد کرد.بطور طبیعی زمان دقیق و میزان ترس از کودکی به کودک دیگر اندکی متفاوت خواهد بود اما همه کودکان از این مرحله می گذرند و اغلب ترس ها در زمان یکسان بروز خواهد کرد.هنگامی که کودک بزرگتر می شود شروع به نشان دادن دیگر ترس هاس طبیعی خواهد کرد.ترس از حیوانات ( برای مثال سگ ها ) و حشرات ( برای مثال عنکبوت یا سوسک) ، ترس از آب ، ترس از تاریکی ، ترس از ماوراءالطبیعه ( برای مثال روح و هیولا ) اغلب در کودکان کوچکتر در سالهای نوپایی و بعد از آن شروع به بروز می کند.حدود اواسط تا اواخر کودکی ، کودکان آگاهی و هشیاری بیشتری نسبت به کودکان دیگر پیدا می کنند و کمرو می شوند و میلی قوی برای سازگاری گسترش می یابد.این نگرانی ها معمولا در سالهای بعدی افزایش می یابد و در اواسط نوجوانی به اوج خود می رسد.زمانی که این موضوع که نوجوان چگونه به نظر می آید و آنچه بچه های دیگر درباره او فکر می کنند ، مهمترین چیزها در دنیا می شوند.

چه زمانی اضطراب تبدیل به یک مشکل می شود؟

چه تصمیمی می گیرید اگر ترس فرزند شما "ناهنجار" باشد.خیلی ساده است شما هیچ تصمیمی نمی گیرید.چرا که ترس ها شدت و حدت دارند و اگر ترسی به میزان زیاد با فراوانی و تداوم داشته باشد ممکن است نگران کننده باشد.ترسهایی که در ابتدا شاید عجیب به نظر برسند مانند ترس از میکروب که باعث می شود کودک خیلی زیاد شستشو کند می تواند واقعا بعنوان ترس های بهنجاری در نظر گرفته شوند که خیلی شدت پیدا کرده اند.بنابراین کودکان دارای مشکلات اضطرابی به سادگی می توانند بعنوان کسانی در نظر گرفته شوند که نگرانی های بهنجاری دارند که بسیار بیشتر و آزاردهنده تر از نگرانی های سایر کودکان است.

روشی بهتر برای تامل در مورد این قبیل چیزها بررسی این مورد است که آیا در زندگی اش تداخل ایجاد می کند و یا باعث مشکلاتی برای فرزندتان می شود؟این مشکلات می توانند فراوان و گوناگون باشند.بعنوان مثال ممکن است واقعا ترسهای فرزندتان باعث ناراحتی و پریشانی او بشود یا اینکه ممکن است این ترس ها کودک شما را از انجام کارهایی که دوست دارد یا از پیدا کردن دوست منع کند یا ممکن است موارد نگران کننده  از لحاظ تحصیلی فرزند شما را تحت تاثیر قرار دهد یا زمینه ورزشی او تاثیر بگذارد.و نهایتا اگر اضطراب فرزندتان زندگی او را بطور ناخوشایندی متاثر می کند پس او از یادگیری چگونگی غلبه بر اضطراب بهره مند خواهد شد.

مشکلات اضطرابی چقدر در کودکان شایع است؟

اختلالات اضطرابی بیشترین نوع شایع مشکلات روانشناختی یافت شده در کودکان و نوجوانان می باشد.تقریبا یک کودک از هر ده کودک واجد معیار برای آنچه به لحاظ تکنیکی اختلال اضطرابی نامیده می شود ٰ می باشد.اختلالات خاص اندکی با سن تغییر می کند.فرضا اضطراب جدایی از مراقبان بیشتر در سن پایین شایع است در حالی کهاضطراب اجتماعی بیشتر در سنین بالاتر شیوع دارند. خوشبختانه با اینکه اختلالات اضطرابی در دنیای واقعی بسیار شایع اند رایج ترین مشکل در کلینیک سلامت روانی کودک نیستند.مراکز سلامت روانی برای کودکان بیشتر احتمال دارد با کودکانی که دارای رفتار پرخاشگرای ، کمبود توجه ، اختلال خوردن و... هستند ، مواجه اند. آنچه که رخ می دهد این است که با وجود اینکه اضطراب در کودکان شایع است اکثر والدین به اینکه فرزند مضطرب شان را برای دریافت کمک و مسعدت نزد یک متخصص ببرند، فکر نمی کنند.شاید به این دلیل که والدین معتقدند که اضطراب واقعا قسمتی از شخصیت فرزندشان است و نمی توان کاری در مورد آن انجام داد و یا اینکه اضطراب مانند دیگر مشکلات بر والدین و معلمان تاثیر نمی گذارد در حالی که اضطراب می تواند بسیار بر کودکان تاثیر بگذارد.


برچسب‌ها: دکتر زیبا ایرانی روانشناس خانواده
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:30  توسط زیبا ایرانی  | 

تست هوش

تیزهوشان نوع 3: تیزهوشان پنهان

تیزهوشان نوع 3 با عنوان «تیزهوشان پنهان» شناخته شده اند. این طبقه از تیزهوشان معمولاً دخترانی هستند که در دوره راهنمایی تحصیل می کنند ، هرچند پسران نیز ممکن است تمایل داشته باشند تیزهوشی خود را پنهان نمایند. اگر پسر تیزهوشی به صورت پنهان فعالیت کند- که این عموماً در دبیرستان رخ می دهد- معمولاً در واکنش به فشارهایی است که برای شرکت در فعالیت های ورزشی به او وارد می شود. به طور کلی، تیزهوشان نوع 3 دخترانی هستند که در دوره راهنمایی، « نیاز به تعلق » در آنها به طور چشمگیری افزایش می یابد( کِر، 1985). آنها استعداد خود را انکار می کنند تا از طرف همسالان عادی خود بیشتر مورد پذیرش قرار گیرند. دانش آموزانی که به فعالیت های تحصیلی یا خلاق علاقه زیادی دارند و از انگیزه بسیار بالایی نیز برای پرداختن به این فعالیت ها برخوردارند، ممکن است به صورت ناگهانی دستخوش یک تغییر به ظاهر اساسی شوند و تمامی علاقه خود را به فعالیت های پیشین از دست دهند. تیزهوشان نوع 3 به طور مکرر احساس اضطراب و عدم امنیت می کنند. بیشتر اوقات، نیازهای در حال تغییر آنها با انتظارات معلمان و والدین در تضاد قرار می گیرد؛ بزرگسالان نیز اغلب طوری به رفتارهای این کودکان واکنش نشان می دهند که موجب افزایش مقاومت و انکار آنها می شود هم اکنون این گرایش وجود دارد که این کودکان را وادار کنند برنامه آموزشی خود را ، بدون توجه به احساسشان نسبت به آن برنامه، ادامه دهند. به نظر می رسد پذیرش بی قید و شرط تیزهوشان نوع 3 بسیار سودمند باشد.

هرچند نباید به تیزهوشان نوع 3 اجازه داد همه پروژه ها یا کلاس های پیشرفته را رها کنند، اما هنگامی که در حال تجربه این مرحله انتقالی هستند باید روش های دیگری را برای برآورده کردن نیازهای تحصیلی آنها مورد بررسی قرار داد. به چالش کشیدن آن دسته از تیزهوشان نوع 3 که از خودت مقاومت نشان می دهند ممکن است باعث شود که این نوجوانان با افرادی بیگانه شوند که می توانند آنها را در برآورده کردن نیازها و اهداف بلند مدت شان یاری کنند.

تیزهوشان نوع 4 : تیزهوشان ترک تحصیل کننده

تیزهوشان نوع 4  خشمگین و عصبانی می باشند آنها از دست خود و دیگر بزرگسالان خشمگین هستند زیرا سال های سال است که مدرسه نیازهایشان را برآورده نکرده است؛ به همین دلیل، احساس می کنند طرد شده اند. این کودکان ممکن است خشم خود را با افسردگی و گوشه گیری یا رفتارهای برون ریزی و واکنش های دفاعی نشان دهند.تیزهوشان نوع 4 علاقی دارند که خارج از چارچوب برنامه های مدرسه عادی قرار دارد، بنابراین، استعداد و علاقه آنها در این زمینه های غیرعادی مورد تأیید و حمایت قرار نمی گیرد. به نظر می رسد مدارس به آنها توجهی ندارند و حتی شاید نسبت به آنها خصومت نشان می دهند. تیزهوشان نوع 4 معمولاً دانش آموزان دبیرستانی هستند، هرچند گاهی اوقات ممکن است یک کودک دبستانی، گاه به گاه یا در روزهای خاصی به مدرسه برود و به لحاظ عاطفی وروانی ، نه به صورت واقعی ، « ترک تحصیل » کرده باشد. بیشتر دانش آموزان نوع 4 تیزهوشانی هستند که خیلی دیر – شاید در دبیرستان – شناسایی می شوند. آنها افرادی عبوس و کینه جو هستند زیرا احساس می کنند طرد شده مورد غفلت قرار گرفته اند. عزت نفس آنها بسیار پایین است و نیاز دارند با یک بزرگسال مورد اعتماد، روابط شغلی نزدیکی برقرار کنند. برنامه های آموزشی سنتی برای تیزهوشان نوع 4 مناسب نیست. مشاوره خانواده کاملاً ضروری است و خدمات مشاوره فردی نیز باید به آنها ارایه شود. برای شناسایی حوزه هایی که احتمالاً نیاز به برنامه ی ترمیمی دارند، ارزیابی تشخیصی ضروری است.

تیزهوشان نوع 5 : تیزهوشان معلول

دانش آموزان نوع 5 اشاره تیزهوشانی دارد که به لحاظ جسمی یا هیجانی معلول اند و یا دارای ناتوانی در یادگیری هستند. بیشتر برنامه های ویژه تیزهوشان قادر به شناسایی این کودکان نیستند. علاوه بر این هیچ گونه برنامه ویژه ای که بتواند نیازهای خاص این کودکان را مورد توجه قرار دهد و آنها را برآورده سازد، طراحی نشده است. خوشبختانه، پژوهش هایی که در زمینه شناسایی کارآمد این کودکان انجام شده، نویدبخش بوده است و روش هایی نیز به منظور فراهم کردن برنامه های ویژه برای این کودکان پیشنهاد شده است (دانیلز، 1983؛ فاکس، برودی و توبین ، 1983؛ گاندرسون، مایش و ریس ، 1988؛ میکر، 1977؛ و ویتمور و میکر، 1985).

این کودکان، اغلب رفتارهایی را که در مدارس از دانش آموزان تیزهوش انتظار می رود از خود نشان نمی دهند. دانش آموزان نوع 5 ممکن است بدخط باشند یا رفتارهای مخربی از خود بروز دهند؛ این عوامل موجب می شوند به راحتی نتوانند از عهده انجام تکالیف خود برآیند. آنها اغلب به دلیل ناتوانی شان در انجام تکالیف مدرسه، گیج و آشفته به نظر می رسند.این دانش آموزان علایم استرس را از خود نشان می دهند و ممکن است احساس دلسردی، ناکامی ، طردشدگی ، درماندگی یا انزوا کنند.

کودکان نوع 5 ممکن است مشکلات خود را انکار نمایند و ادعا کنند که فعالیت ها یا تکالیف تحصیلی «کسل کننده» یا « احمقانه» هستند. آنها ممکن است با استفاده از حس شوخ طبعی خود به تحقیر دیگران بپردازند تا از این طریق عزت نفس ضعیف خود را تقویت نمایند. این دانش آموزان می خواهند از شکست ها اجتناب کنند و از اینکه نمی توانند انتظاراتشان از زندگی را برآورده کنند، ناراحت هستند، آنها ممکن است به صورتی بسیار ماهرانه از مکانیسم «عقلی سازی» به عنوان وسیله ای برای مقابله با « احساس بی کفایتی » استفاده کنند. این کودکان اغلب ناشکیبا و انتقادگر هستند و به شدت نسبت به انتقاد واکنش نشان می دهند .

معمولاً این کودکان، موردغفلت قرار می گیرند زیرا به عنوان دانش آموزانی عادی تلقی شده یا برای آموزش های ترمیمی ارجاع داده می شوند.مدارس معمولاً فقط به ضعف های این دانش آموزان توجه می کنند و نمی توانند توانایی ها یا استعدادهای آنها پرورش دهند.

تیزهوشان نوع 6 : یادگیرندگان خودمختار

کودک تیزهوش نوع 6 یک یادگیرنده خودمختار است. هرچند ممکن است والدین، شواهدی حاکی از وجود این نوع کودکان را ذکر کنند، اما تعداد کمی از کودکان، این نوع از تیزهوشی را در سنین بسیار پایین از خود نشان می دهند. این کودکان، همانند دانش آموزان نوع 1، در مدرسه دارای عملکرد بسیار مؤثر هستند. با وجود این، برخلاف دانش آموزان نوع 1 که سعی دارند با کمترین تلاش ممکن، به موفقیت دست یابند، دانش آموزان نوع 6 آموخته اند تا از امکانات مدرسه برای ایجاد فرصت های جدید استفاده کنند. آنها برای مدرسه کار نمی کنند، در عوض ، مدرسه را وادار می کنند تا برای آنها کار کند. دانش آموزان نوع 6 خودپنداره قوی و مثبت دارند زیرا نیازهایشان برآورده می شود، موفق هستند و به سبب دستاوردها و نیز به خاطر خودشان ، موردتوجه و حمایت دیگران قرار دارند. آنها مورد احترام بزرگسالان و همسالان هستند و معمولاً در مدرسه یا اجتماع، رهبری گروه ها را به دست می گیرند.

دانش آموزان نوع 6 مستقل و خود رهبر هستند . آنها از طراحی اهداف آموزشی و شخصی خود، احساس امنیت می کنند، خودشان را می پذیرند و توانایی بالایی برای خطر کردن دارند. جنبه مهم این نوع از تیزهوشی آن است که این افراد، دارای یک « نیروی شخصی» قوی هستند. آنها فهمیده اند که می توانند زندگی خود را تغییر دهند و در انتظار دیگران نیستند تا در این تغییر به آنها کمک کنند. این دانش آموزان به صورتی آزادانه و درد مناسب می توانند احساس ها، اهداف ونیازهایشان را بیان کنند.

تیزهوشی پنهان

گزارش ها از وضعیت آموزش در آمریکا مؤکداً نتیجه گرفته است که ما در یک دوره بحران به سر می بریم . مثلاً سند معتبر « ملتی در آستانه خطر» (1983) به کرات ادعای وحشتناکی کرده است که توانایی آزمون شده بیش از نیمی از دانش آموزان تیزهوش با پیشرفت قابل مقایسه آنان در دروس ریاضی و علوم هماهنگ نیست. به دنبال این گزارش و سایر گزارش ها ابتکارات متعددی در هردو زمینه آموزشی عمومی و ویژه با هدف درک بهتر چگونگی تأثیرگذاری نظام آموزش و نیز چگونگی تخصیص بهترین خدمات و منابع جهت ارضاء نیازهای یادگیری همه دانش آموزان صورت گرفته است. اصطلاحات « آموزش عادی ابتدایی» ، « ساختار مدارس» ، «بهسازی مدارس» ، « آموزش جامع » ، مدارس مؤثر» و «مشاوره همگانی» ، عناونی مقالات را در کوشش های اخیر تشکیل می دهند. در مجموع ، این کوشش های وسیع، آزمایش مجدد تمام ابعاد فعالیت های آموزشی از قانونگذاری تا سازمان مدرسه، دوره تحصیلات ، نقش های یک معلم، منبع توسعه و مهمترین آنها ارائه خدمات فردی در جهت نیازهای یادگیری دانش آموز را به مربیان و محققان آموزش و پرورش مورد تأکید قرار می دهند. چالش اخیر تمام مواردی که در نظام های آموزشی شریک هستند، مواجهه با این مسئله است که چگونه می توانیم عقاید به ظاهر متناقض را به خوبی و کامل در مدارس آینده ارضاء سازیم؟

همه مربیان و محققان در زمینه آموزش تیزهوش موظفند با دقت، توجهات خود را بر مدارس آینده معطوف داشته، آنها را تحلیل نمایند. یکی از مهترین ابعاد این جریان، تأکید اخیر بر آن دسته از دانش آموزان تیزهوش است که به دلایل متعدد در جریان آزمون معیار شده معمولی و مورد استفاده به اسانی تشخیص داده نمی شوند و در نتیجه تحت عنوان «تیزهوشان پنهان » معرفی شدند. براساس پرسشنامه ای که راجع به چشم اندازهای تحصیلات تیزهوشان در نقاط مختلف جهان پخش شده، مشخص گردید که تمایلات جاری برای اختصاص تلاش ها  و منابع به منظور حمایت از دانش آموزان تیزهوشی که از خدمات کمتری برخوردار بودند، حاصل توازن خلاقی بین دو فلسفه غالب و متضاد در اکثر کشورها است : 1- مساوات بشر از یک سو 2- نخبه گرایی و امتیاز بخشیدن به دانش آموزان تیزهوش از سوی دیگر. خدمت به دانش آموزان تیزهوش در آستانه خطر جهت اکتساب زمینه های رشد منجر به کاهش این فاصله فلسفی می شود(میچل و ویلیامز ، 1987).

پذیرش این نکته که دانش آموزان تمایل دارند در مدارس آینده، برجسته باشند، دلالت های مستقیمی را ایجاب می کند؛ برای آنکه چگونه منابع قابل دسترسی (دولتی و شخصی) ، سازمان آینده و خدمات آموزشی را گسترش دهیم. نظیر پرسش های زیر باید مدنظر قرار گیرند. هدف از آزمون و تشخیص چیست ؟ چه کسی باید مسئول آزمون و سنجش باشد؟ این تلاش های ارزیابی تا چه اندازه در برنامه ریزی واقعی برای تیزهوشی مؤثر است ؟ و با توجه به محیط اقتصادی کنونی و کمبود ذخائر آیا اقدامات تشخیصی وآزمون نبابد خط مشی جدیدی ایجاد کند که به جای تأکید بیش از حد بر موضوعات تشخیص، نیازهای یادگیری افراد را تعیین کرده و مورد توجه بیشتر قرار دهند؟

تیزهوشان پنهان چه کسانی هستند؟

اصطلاح «تیزهوشان پنهان» (نهفته ) برای گروه بیشماری به کار می رود که در مطالعات به تیزهوشان ناتوان از لحاظ یادگیری، تیزهوشان معلول، تیزهوشان در معرض خطر، تیزهوشان مختلف از لحاظ فرهنگی، تیزهوشان نژادی ، تیزهوشان کم آموز و زنان تیزهوش اشاره دارد.شاخص معتبری سه گروه غیر پیشرفته تهیه کرده است که ممکن است تیزهوشان پنهان در آن یافت شوند( ریچرت، 1987)اولین گروه شامل آن دسته از افرادی است که در خطر افتادن آنها ، کاملاً به عوامل محیطی طبقه اقتصادی – اجتماعی پائین ، اقلیت نژادی و قومی مربوط می شود، همچنین افرادی که زبان انگلیسی ، زبان دوم آنها است همینطور دانش آموزان دختر.

دومین گروه دانش آموزانی هستند که به وسیله تشخیص سنتی که در نظام جاری مدارس مورداستفاده قرار می گیرد، «غیرپیشرفته اند» . این گروه، انواع مختلف تیزهوشی را در بر می گیرد، شامل دانش آموزانی که در زمینه های خلاقیت، هنرهای عملی و بصری، رفتار روانی – اجتماعی رهبری ، توانایی حرکتی و توانایی هوشی فوق العاده هستند و گروه به دانش آموزان کم آموز تحصیلی ، معلولین حرکتی، ناتوانایان در یادگیری و افرادی که دچار مشکلات عاطفی هستند، اطلاق می گردد. هرکدام از این گروه های فرعی، چالش منحصر به فردی را برای مربیان ارائه 
می دهند. هرچند که همه این گروه های فرعی ، چالش منحصر به فردی را برای مربیان ارائه 
می دهند. هرچند که همه این گروه ها در ناخوشایندی عمومی احتمال خطر و شکست بیشتر در راه دستیابی یا توسعه تیزهوشان و مستعدان خود برای نیل به قابلیتهایشان اشتراک دراند . این یک مشکل جزئی نیست و ورای سطح فردی ، بر وجود ضرر بیشتری برای جامعه دلالت دارد. به نظر می رسد مانع اصلی برای شناسایی « دانش آموزان با تیزهوشی پنهان» مستقیماً به فعالیت های تشخیصی مربوط می شود.

 


برچسب‌ها: تست روانشناسی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:28  توسط زیبا ایرانی  | 

ویژگی‌های افراد مثبت نگر

- باوجود تفکر درباره گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و ازآنچه دارند راضی و خشنود هستند.

- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظرات نادرست حتماً دلایل منطقی دارند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند.

- همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.

- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه می‌شوند.

- چون دارای ذهن مثبت هستند می‌توانند افکار خود را کنترل کنند.

- اگر از آن‌ها خواسته شود درباره موضوعی اظهارنظر کنند باوجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند و به‌عبارت‌دیگر نیمه پر لیوان را می‌بینند.

- مشکلات را ناچیز شمرده وبرای حل آن‌ها به توانایی خود و راهنمایی دیگران اعتماد می‌کنند.

- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌مشرب هستند.

- همه‌چیز در نظر آن‌ها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشتر استفاده را ببرند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

 راهکارهای تقویت تفکر مثبت

۱- از تبیین بدبینانه استفاده نشود: سلیگمن و دوست مشهورش بک می‌گویند همه آدم‌ها می‌تواند یاد بگیرند از تبیین‌هایی استفاده کنند که موقتی و موقعیت محور باشند.

۲- شادی محدود نشود: در دنیای ماشینی امروز، ارزش‌های اجتماعی و اقتصادی باعث شده‌اند شادی، تعریف‌شده باشد بسیاری از مردم به نسبت این ارزش‌ها، شادی‌های خودشان را محدود می‌کنند. مثلاً اگر فرد به اهداف خود نرسد بیشتر غمگین می‌شود اما در حقیقت این است که فقط هدف نیست که شادی می‌آفریند؛ شادی فرایند رفتن به‌سوی هدف است.

۳- گفتگوهای درونی فرایند مدار باشد: در هر گامی که به جلو برداشته می‌شود یکی از جملات شادی‌بخش که بیشتر بر فرایند تأکید دارد تا هدف، تکرار شود.

۴- در اختیار گرفتن فکر: شرایطی را که بدترین احساس را در ذهن به وجود می‌آورد شناسایی شود.

۵- انسان خود را دوست داشته باشد: لازمه نگاه مثبت به جهان این است که فرد نسبت به خود احساس خوبی داشته باشد. این معنای این نیست که خود را کامل بداند، ولی حداقل خود را خوب و قابل‌قبول به شمار آورد.

۶- از جملات مثبت استفاده شود: زمانی که به‌طور مرتب از جملات مثبت استفاده می‌شود، ۱ حافظه‌ی امیدوار جدید در ذهن ناهشیار فرد به وجود می‌آید که باعث می‌شود که پس از چند بار تمرین، فرد به‌طور خودکار بیش‌تر مثبت فکر کند.

۷- از زمان حال استفاده شود: تا جایی که ممکن است از زمان آینده استفاده نشود.

۸- چند جمله مثبت برای شروع روز گفته شود.


برچسب‌ها: دکتر زیبا ایرانی روانشناس خانواده
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت 10:26  توسط زیبا ایرانی  | 

کارگاه تخصصی دکتر غلامعلی شهیدی

 

 کارگاه تخصصی نورسایکولوژی و فارماکولوژی روانی دکتر غلامعلی شهیدی(فوق تخصص مغز و اعصاب از انگلستان)

آدرس شعبه غرب تهران : 

خيابان انقلاب جنب مترو دروازه دولت پلاک 590

66702194/66703576/09125005342


برچسب‌ها: کارگاه دکتر غلامعلی شهیدی
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:59  توسط زیبا ایرانی  | 

مرکز روان درمانی خانواده ایرانی

آدرس کانال مرکز روان درمانی خانواده ایرانی

https://telegram.me/iranikh

..............................................................................

آدرس شعبه غرب تهران : خيابان انقلاب جنب مترو دروازه دولت پلاک 590

66702194/66703576/09125005342

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:14  توسط زیبا ایرانی  | 

تاثیر حضور فیزیکی پدر بر کودک

‍ کودکانی که بیشتر حضور فیزیکی پدر خود را احساس میکنند، از آستانه تحمل استرس، توانایی حل مسٱله، مدیریت احساسات و مهارت های اجتماعی بالاتری برخوردارند.


برچسب‌ها: دکتر زیبا ایرانی روانشناس کودک
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:11  توسط زیبا ایرانی  | 

27 روش برای سرگرم کردن بچه ها در سفر

با این کارها حوصله‌ فرزندتان سر نمی‌رود

اغلب اوقات، سفر کردن برای بچه‌ها کسل‌کننده است و معمولا بعد از نیم ساعت یکجا نشینی، نق زدنشان شروع می‌شود. چه در حال مسافرت با هواپیما هستید، چه با اتوبوس یا حتی قطارهای بین‌شهری، باید مجهز به ایده‌هایی باشید که بچه‌ها را تا رسیدن به مقصد ساکت و خوشحال نگه می‌دارد. ما برایتان راهکارهایی آماده کرده‌ایم که سفر را به خیروخوشی تمام می‌کند.

1. یک توپک رنگارنگ و سبک توی کیفتان داشته باشید و هر وقت که نق زدن شروع شد، آن را بیرون بیاورید و شروع به بازی کردن با فرزندتان کنید.

2. کتاب رنگ‌آمیزی به همراه داشته باشید و یک بسته مداد رنگی دوازده‌تایی.

3. مینی‌لگوهای زیادی از شخصیت‌های کارتونی موجود هستند که قیمتشان حدود پنج هزار تومان است. برای مثال شخصیت السا، از کارتون «فروزن»، (Frozen) ، را می‌شود به راحتی پیدا کرد. این لگوها را همراهتان داشته باشید و سر او را با ساختنشان گرم‌کنید.

4. خمیرهای جادویی موجود در لوازم‌تحریر فروشی‌ها، انتخاب‌های سرگرم‌کننده‌ای برای زمان‌هایی است که دیگر حوصله‌ بچه‌ها سر می‌رود.

5. یک کتابچه پر از عکس‌برگردان تهیه کنید و شروع کنید به ساختن یک داستان با استفاده از برچسب‌ها. آن‌ها را داخل دفتر نقاشی بچسبانید و قصه بگویید.

6. از عروسک‌های انگشتی غافل نشوید که معجزه می‌کنند. نه‌فقط سبک هستند و جایی نمی‌گیرند، بلکه قابلیت ایجاد چند ساعت سرگرمی هم دارند. با این عروسک‌ها داستان‌هایی را برای بچه‌ها بگویید که می‌دانید بیشتر از بقیه دوست دارند.

7. برای دخترها درست کردن گردنبند و گوشواره کار پرهیجانی است. کافی است یک‌مشت گیره‌ کاغذ رنگارنگ توی جیبتان داشته باشید و شروع به درست کردن گردنبند گیره‌ای کنید.

8. از سالن انتظار فرودگاه یک جعبه‌ شانسی بخرید و توی هواپیما بازش کنید. دیدن اسباب‌بازی حال بچه‌ها را خوب می‌کند. اسباب‌بازی تازه هم که می‌دانید به چه معنی است؟ تخیل تازه و بازی‌های جدید.

9. قابلمه و قاشق‌های سرویس اسباب‌بازی بچه‌ها را همراهتان ببرید و با استفاده از خوراکی‌هایی که همراه دارید یا در هواپیما به شما می‌دهند، آشپز بازی کنید.

10. عینک آفتابی، گردنبند، انگشتر و گل‌سرهای رنگارنگ دخترها را توی یک کیف کوچک بگذارید و سالن مد راه بیندازید. حداقل نیم ساعتی سرشان گرم تیپ زدن و ژست گرفتن می‌شود!

11. چند کاغذ رنگی را شکل ماهی ببرید، یک‌تکه کاموا و یک رول چسب نواری هم با خودتان داشته باشید. چسب نواری را لوله کنید و به کاموا بچسبانید و بعد از بچه‌ها بخواهید با این قلاب‌های نخی، ماهی‌های کاغذی بگیرند و به سر قلاب بچسبانند.

12. عکس فامیل و دوستان را به بچه‌ها نشان دهید و از آن‌ها بخواهید بگویند عکس متعلق به چه کسی است و چه نسبتی با آن‌ها دارد.

13. تبلت را با کارتون‌های جدید پر کنید، هندزفری را نصب کنید و سینمای شخصی‌ بچه‌ها را راه بیندازید.

14. مهر، استمپ و کاغذ همراهتان داشته باشید و سعی کنید با استفاده از شکل مهرها داستان تصویری بسازید.

15. خط نقطه بازی کنید. یک عالمه نقطه‌ را منظم و دنبال هم روی کاغذ بکشید و هرکدام یکرنگ خودکار بردارید و شروع کنید به وصل هر دونقطه به هم. هرکسی که بتواند ضلع آخر مربع حاصل از وصل شدن نقطه‌ها را بکشد، یک امتیاز جلو می‌افتد.

16. دوز بازی کنید.

17. همراه خودتان چاپ استیک یا همان چوب غذاخوری چینی‌ها را داشته باشید. به بچه‌ها یاد بدهید توپک‌های کاموایی یا اسباب‌بازی‌های کوچک را با چاپ استیک بلند کنند.

18. یک بازی تازه روی گوشی‌تان بریزید.

19. پازل‌هایی با قطع کوچک و قطعات بزرگ به بچه‌ها بدهید تا سرگرم شوند.

20. چند ماشین اسباب‌بازی کوچک را از کیف جادویی‌تان بیرون بکشید و ماشین بازی را شروع کنید.

21. کارت بازی بخرید و داخل کیفتان بگذارید. کارت‌ها را پنج‌تا پنج‌تا بچینید، تصاویر پشتشان را به بچه‌ها نشان دهید و بعد برشان گردانید. بچه‌ها باید حدس بزنند پشت هر کارت چه تصویری وجود دارد.

22. با استفاده از تصاویری که از روزنامه‌ها بریده‌اید و نقاشی‌های که پرینت گرفته‌اید، کلاژ درست کنید. کافی است تکه‌های آماده‌ کلاژ را همراهتان داشته باشید و به بچه‌ها چسب بدهید. خودشان بقیه‌ کارها را می‌کنند. بهتر است چسبتان «ماتیکی» باشد و بدون بو.

23. قصه‌ صوتی برایش بگذارید. حتی می‌توانید صدای ضبط‌شده‌ خودتان موقع قصه‌ گفتن را برایش پخش‌کنید.

24. تخته‌ جادویی نیازی به رنگ ندارد و یک کاردک می‌خواهد برای نقاشی کردن. این گزینه‌ تروتمیز و بدون ریخت‌وپاش را از دست ندهید.

25. اوریگامی درست کنید.

26. حیوانات پلاستیکی باغ‌وحش اسباب‌بازی‌ بچه‌ها را در یک کیسه به همراه داشته باشید.

27. پازل سه‌بعدی، می‌تواند برای یک‌ساعتی بچه‌ها را سرگرم کند.


برچسب‌ها: سرگرم کردن کودکان
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:43  توسط زیبا ایرانی  | 

24 نشانه خانواده خوشبخت

1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند.

 

2 – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

3 – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این كه كسی بفهمد حل كنند.

5 – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند.

6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند.

7 – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

8 – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند . اگر چنانچه مشكلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشكل را دارند.

9 – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛  دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند.

10 – برای  فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند.

11 – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند . صرفه جویی و پس انداز كردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12 – برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می كنند.

13 – افراد به هم افقی نگاه می كنند نه عمودی . یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست.

14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می كنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

15 – در كنار هم احساس امنیت و آرامش می كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و  یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می كنند.

17 – از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

18 – اگر مشكلی پیش بیاید به راه حل فكر می كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.

19 هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند .

20 – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می كنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21 – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند، كار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22 – با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

23 – زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی دهند.

24 – خانواده های خوشبخت تلاش دارند كه بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.


برچسب‌ها: خانواده ایرانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:42  توسط زیبا ایرانی  | 

نقش حجاب قرآنی در نهاد خانواده

وضع و جعل احکام دین از طرف شارع مقدس حضرت حق تبارک و تعالی منطبق با فطرت، عقل و حکمت بوده و هر کدام از آن ها از هدفمندی خاصی برای رشد و تعالی انسان برخوردار بوده اند حجاب و پوشش قرآنی یک حکم از مجموعه احکام واجب الاجراء الهی است که از اهداف، آثار، برکات و نقش آفرینی های خاصی برخوردار است و اگر حقیقت این حکم برای انسان ها روشن و آشکار گردد بعید است که فطرت های سالم و خداخواه تسلیم آن نشوند و آن را اطاعت ننمایند. قرآن کریم دین را فطری می داند یعنی دین بنیان کننده ی طبیعی ترین قوانین وجود بشری است و به عبارت دیگر دستورات اسلامی منطبق بر مسیر شکوفائی فطرت بشری است و با کمی دقت بر این دستورات و احکام فطری، اهداف، آثار و نتایج عقلانی و حکمیانه آن ها نیز آشکار می گردد. بر همین اساس حجاب و پوشش اسلامی که یکی از اوامر انسان ساز الهی و یکی از احکام حیات بخش اسلام در زندگی طیبه است و منطبق بر فطرت بشر و مبتنی بر نیازها و شرایط روانی او و زمینه ساز پویائی و کمال انسانی خواهد بود و اصولاً عمل به قوانین اسلام یک عمل اعتباری و قراردادی نیست بلکه عمل به قوانین اسلام یعنی پاسخ گوئی به نیاز فطرت است.
جنس زن از دیدگاه اسلامی دارای شخصیت شایسته و موقعیتی الهی است که می تواند مدارج کمال را طی کرده و به مراتب عالی انسانیت راه یابد. دامن زن مدرسه انسان کمال جو است و جایگاه الهی و والای این گوهر آفرینش اقتضاء دارد که در قلعه مستحکم حجاب و پوشش قرار گیرد تا ارزش های او مصون و محفوظ بمانند.

طرح یک سؤال
 

 

اگر میل به پوشیدگی و حجاب ریشه در فطرت آدمی دارد پس چرا میلیون ها انسان در سراسر جهان نیم برهنه و بی حجاب هستند؟
پاسخ به این سؤال جواب های متنوع و متعددی را می طلبد که به ترتیب به طرح آن های می پردازیم:
*ج1) میله به پوشیدگی ریشه در فطرت انسان دارد و تمایل به پوشش و حجاب کامل بازگشتی به فطرت اصیل انسانی است. قرآن کریم انسان را صاحب فطرتی می داند که نیازهای او و پاسخ گوئی به آن ها را براساس آن (فطرت) و در امر به پوشش و حجاب به عنوان یک امر و نیاز فطری و وجودی انسان آن را سبب ساز برمی شمرد.
سلامت جسمی، روحی و روانی و فکری و زمینه ساز پویائی و کمال انسانی قلمداد می کند کسانی که این فطرت الهی را در ساختار وجودی خود نادیده گرفته و به آن پشت پا زده و به انکار آن پرداخته اند به سمت برهنگی و نیمه عریانی روی آورده و انحراف آنان ربطی به واقعیت وجدان طبیعی و ساختمان فطری ایمان و اخلاق بشر ندارد.
*2) غفلت از نیازهای فطری و یا تغییر دادن نحوه پاسخگوئی به آن نیازها ناشی از ناآگاهی و دوری از آموزش ها و هدایت های الهی است که موجب گردیده ناخواسته در مسیری بر خلاف فطرت الهی خود گام بردارند.
*3) دین زدائی و تبلیغات علیه دین و ارزش های دینی که منطبق با فطرت است از یک سو و تمایلات نفسانی و شیطانی انسان و گرایش او به هوس رانی و تنوع طلبی بی حد و حصر و تلقین های رنگارنگ در قالب آموزش های اجتماعی از سوی دیگر موجب دوری انسان از فطرت و سقوط در برهنگی و عریانی و بی حجابی عصر حاضر شده است.

 

حجاب و پوشش حکم امضائی اسلام:
 

 

لباس پوشیدن و پوشش اندام، شأنی از شئون انسانی و پدیده ای است که تقریباً به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه ی جغرافیای امروزین زمین گسترش داشته و دارد و این موضوع رابطه مستقیمی با سلامت خانواده و تحکیم و استمرار او دارد. و اما پرداختن به این موضوع مستلزم نگرشی به تاریخ مستند حجاب و پوشش در ادیان الهی است. با بررسی متون دینی اعم از تورات، انجیل و قرآن کریم و بررسی قوانین مدنی در جوامع قبل از اسلام مانند هند، یونان و ایران که تابع ادیان الهی و متون مقدس بوده اند در خواهیم یافت که حجاب و پوشش زنان و مردان یک فضیلت اخلاقی و انسانی در تمدن های بشری به حساب می آمده و مردم خود را مُقید به آن می دانسته و انحراف از آن به نوعی بداخلاقی و مقابله با ارزشهای تثبیت شده تمدن های بشری بوده که مؤاخذه و مجازات به همراه داشته است. قرآن کریم حجاب و پوشش را در خصوص اولین رسول الهی و خانواده او مطرح می سازد و حضرت آدم (ع) و همسر گرانقدر او (حضرت حوا) را دارای حجاب و پوشش مناسب دانسته که با امکانات زمانه مظاهر شرم و حیا و عفت را به خوبی پوشش داده و خود را با آن پوشش و حجاب محفوظ داشته اند. همچنین قرآن کریم در آیه 31 نور تاریخ حجاب را در جزیرة العرب قبل از تشریع حکم حجاب را مطرح ساخته که زنان عرب با استفاده از روسری بلند خود را می پوشانده اند.
(و قل للمومنات ... و لیضربن بخمر هن علی جیوبهن) (نور – 31) از این که زنان مومن به قرار دادن روسری های خود بر گریبان ها (سینه ها) امر شده اند معلوم می شود این نحوه پوشش متعارف بوده است (خُمُر) جمع خمار به معنای مقنعه است که پوششی برای سر زنان و دو طرف آن در جلوی سینه رها بوده است (مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 217) همچنین آیه 59 سوره احزاب اشاره بر این موضوع دارد زنان در جاهلیت و صدر اسلام برای پوشاندن بدن خود از روپوش های بلند استفاده می نمودند.
اسلام عزیز با قوانین و احکام وحیانی اش به جنس زن احترام بخشید و او را به مقام واقعی اش رساند و برای حفاظت و حراست از او و ارزش های او حکم حجاب را امضاء و آن را به کمال رساند. زن مسلمان آن گاه که پیکر خویش را در حصار امین حجاب قرار می دهد ارزشمندی و جایگاه رفیع خود را می یابد و احساس می کند.

 

حجاب در قرآن کریم:
 

 

حجاب در لغت به معنای پرده، پوشش و حایل بین دو شیء است. زن محجوب، زنی است که با پوششی مناسب خود را به طور پوشانده باشد، مقصود از حجاب در این جا پوشاندن در طبق موازین شرع در برابر نامحرم است. ما در بررسی قرآنی حجاب ابتداء فلسفه حجاب، اهمیت حجاب و آثار حجاب و نقش آن در نهاد خانواده و احکام حجاب خواهیم پرداخت:

 

فلسفه حجاب:
 

 

در سوره احزاب آیه ی 59 آمده است:(یا ایها النبی قل لاَزواجک و بناتک و نساء المومنینَ یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یُوذَین)
ای پیامبر به زنان و دختران بگو که فلسفه حجاب و پوشش کامل، امنیت، مصونیت و سلامت شما از آزار و اذیت دیگران است و موجب پاکی و عفت شما می شود و ای پیامبر تو موظف به آموزش و تعلیم کیفیت و کمیّت حجاب و پوشش هستی و بایستی فرمان خدا را به آنان ابلاغ نمائی. آیات 6 سوره نور، 53 و 55 و 59 سوره احزاب بر این مفاهیم دلالت دارند.

 

اهمیت حجاب:
 

 

قرآن کریم پوشش زن را نشانه عفت و پاکدامنی او دانسته و برآن تأکید دارد.
(و القواعد من النساء الّاَتی لایرجون نکاحاً فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرّجات بزینه ...) (سوره نور – 60)
همچنین قرآن رعایت حجاب از سوی زنان و دختران را نشانه پرهیزگار و تقوا پیشگی آن ها می داند
(لا جناح علیهن فی آبائهن و لا ابنائهن و لا ... و اتقین الله ان الله کان علی کل شیء شهیدا) (احزاب – 55)
در آیه 60 سوره نور حجاب و پوشش حتی برای زنان سالخورده و بی رغبت به زناشوئی مایه ی خیر و صلاح شمرده شده است.
(والقواعد من النساء الاتی لا یرجون نکاحاً ... و ان یستعفِفن خیر لهن) (سوره نور – 60)

 

آثار حجاب:
 

 

قرآن کریم در مجموعه آیاتش پنج اثر را از آثار بارز و ظاهر رعایت حجاب از سوی زنان و دختران می داند.
رعایت عفت و حجاب، مایه ی بهره مندی زنان از آمرزش الهی می گردد.
(یا ایها النبی قل لازواجک بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلا بیبهن ... و کان الله غفوراً رحیماً) (سوره احزاب – 59)
رعایت حجاب و پوشش برای زنان و دختران حتی زنان سالمند در جهت خیر و صلاح و سلامت آن هاست.
(و القواعد من النساء الاتی لا یرجون نکاحاً ... و ان یَستعفِفن خیر لهن) (سوره نور – 60)
رعایت حجاب و پوشش مناسب، راهی برای شناخته شدن زنان آزاده و با شخصیت است.
(یا ایها النبی قل لازواجک بناتک و نساء المومنین ... ذلک ادنی ان یعرفن) (احزاب – 59)
رعایت حجاب و پوشش مناسب زنان و دختران، مایه ی حفظ طهارت و پاکی مردان و زنان است.
(و اذا سألتموهن متاعا فسئلوهُن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن) (احزاب – 53)
رعایت حجاب و پوشش زنان مایه ی مصونیت آنان از تعرض هوسرانان و سلامت یابی آن ها می شود.
(یا ایها النبی قل لازواجک بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن ... ادنی ان یعرفن فلایوذین) (احزاب – 59)
صاحب مجمع البیان در ذیل آیه نوشته است احتمالاً مقصود از (یعرفن) شناخته شدن به عفاف و پاکی است که در نتیجه، اهل هوس مزاحم آنان نشوند و مقصود از جلابیت روسری و مقنعه بوده که سر و صورت خود را با آن می پوشاندند.

 

احکام حجاب:
 

 

در قرآن کریم پانزده حکم کلی پیرامون حجاب و پوشش و نحوه ی آن در موقعیت ها و در نزد اشخاص و حالات ارائه نموده است.
واجب نبودن حجاب برای سالخورده و ناامید از زناشوئی، در صورت اجتناب از خودآرائی و آرایش (نور – 60)
حرمت آشکار ساختن زینت ها و محلهای آن ها در بدن بر زنان و دختران (نور – 31)
واجب نبودن پوشش صورت و دستها در زنان (نور – 31)
وجوب حجاب برای همسران و دختران پیامبر (ص) به عنوان الگوی زنان دیگر (احزاب – 59)
وجوب پوشش زیورآلات و مواضع آن از سوی زنان مسلمان به هنگام رویاروئی با زنان غیر مسلمان (نور – 31)
واجب نبودن حجاب بر زنان برای شوهر، پدر، پدرشوهر، پسران و ... (نور – 31)
عدم وجوب پوشش زیورآلات و مواضع آن بر زنان مومنه هنگام رویاروئی با زنان مومنه دیگر (نور – 31)
واجب نبودن پوشش زیورآلات و مواضع آن برای زنان به هنگام برخورد با غلامان مملوک خود (نور – 31)
واجب نبودن 
پوشش زیورآلات و مواضع به هنگام مواجهه با خدمتگزاران بی رغبت به امور زناشوئی (نور – 31)
واجب نبودن پوشش زیور آلات ومواضع آن برزنان در رویاروئی با کودکان غیر ممیز (نور-31)
اولویت رعایت حجاب بر زنان و دختران پیامبر (ص) (احزاب – 59)
زنان مؤمنه موظف به پوشاندن سر و گلو و سینه خود از نگاه نامحرمان هستند (نور – 31)
زنان مؤمنه موظف به پوشاندن پاها و زینت های آن هستند (نور – 31)
زنان مؤمنه موظف به رعایت پوشش و حفظ خود از نامحرم هستند (احزاب – 53 و 54)
واجب نبودن حجاب برای زنان مومنه در مواجهه با محارم خود (پدران، پسران، پسران برادر، خواهر و زنان مومنه دیگر (احزاب – 55)

 

حجاب و پیوند با آن حیا:
 

 

برآیند تفسیری قرآن دلالت بر پیوستگی حجاب با حیا مثبت دارد. از این رو این بخش از پژوهش به مفهوم حیا و حیا در قرآن و ضرورت حیا در بانوان پرداخته شده است.

 

مفهوم حیا:
 

 

معادل فارسی حیا شرم و آزرم است علامه مجلسی درباره حقیقت حیا می نویسد حیا است که موجب گرفتگی نفس از ارتکاب کار زشت می شود و باعث خودداری نفس از انجام کاری بر خلاف آداب، از ترس سرزنش می گردد.
حیا مانع از آن می شود که انسان هر چیزی را که از قلبش می گذرد بر زبان آورد، حیا برای هر انسانی نیکوست اما در بانوان نیکوتر و زیبنده تر می باشد، لذا در روایاتی حیا به ده قسمت تقسیم شده است که نه قسمت آن، از آن زنان و یک قسمت از آن مردان شمرده شده است.

 

حیا در قرآن
 

 

(فَجاءتْهُ إحْدَا هُما تمشیَ عَلی اسْتِحْیاء قالَتْ أنَّ أبی یَدْعُوکَ) (قصص – 25)
ناگهان یکی از دو زن، به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت گفت: پدرم از تو دعوت می کند...»

 

ضرورت حیا در بانوان
 

 

حیای زن همانند دژی است که زن به خودی خود در روابطش با مردان برای خویش در نظر می گیرد.
یکی از دلایل اصلی وجود حیا در انسان حفظ عفت و کنترل شهوت است. امام علی (ع) می فرماید: علت پاکدامنی حیاست.
حیا یکی از بهترین نیروهای کنترل کننده درونی است. پوشش و حیا دو مقوله ی جدایی ناپذیرند زیرا تا جلوه ای از حیا در زنی وجود نداشته باشد، پوشش را هم به طور کامل رعایت نخواهد کرد. زنان با حیا کسانی هستند که با پوشش کامل از نمایش دادن موی سر و زینت های خود شرم دارند.
*نقش حجاب و پوشش مناسب درحفظ نهاد خانواده:
زن و مرد به عنوان دو رکن خانواده، لباس هم و آبروی هم هستند و حجاب زن آسودگی فکر مرد و سلامت خانواده را به همراه دارد واین موضوع درآیات وروایات مورد تاکید قرار گرفته است.

 

1- آرامش روحی:
 

 

خانواده (زن و شوهر) در قرآن کریم آیاتی از آیات خدا و مایه آرامش روحی شمرده شده است.
چنان که خداوند فرموده است:
(وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خلق لکم مِنْ أنْفُسِکُمْ أزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً أِنَّ فی ذَلکَ لَآیاتٍ لِّقَومِ یَتَفَکَّرُون) (روم – آیه 21)
و ازنشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد در این امر نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.

 

2- زینت بخشی یکدیگر:
 

 

(هُنَّ لِباسٌ لَّکُمْ وَ أنْتُمْ لِباسٌ لَّهُنَّ) (بقره – آیه 187)
آن ها لباس شما هستند، و شما لباس آن ها؛ هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرند.
لباس وسیله پوشش و حفاظت بدن است.
و به قول علامه طباطبائی در این آیه استعاره بسی لطیف به کار برده شده است. زن برای مرد و مرد برای زن به عنوان لباس و پوشش می باشد که همدیگر را از آلودگی و فجور محافظت می کند و نیز همان طوری که لباس مایه زینت و زیبایی برای انسان است، زن و مرد نیز مایه زینت و زیبایی برای یکدیگرند.

 

3- محبوبیت و عزت بخشی:
 

نظام خانواده نظام ارزشمند و محبوبی است که در اسلام هیچ بنایی محبوب تر از او پایه ریزی نشده است.
پیامبر اسلام (ص) می فرماید: (در اسلام هیچ نهادی محبوب تر و عزیزتر از تشکیل خانواده در نظر خداوند بنا نشده است).
نظام خانواده از چنان جایگاه و مقام شایسته در اسلام برخوردار است که حتی تأثیری روی ثواب عبادت و بندگی می گذارد، تا جایی که دو رکعت نماز کسانی که تشکیل خانواده داده اند برتر از عبادت فرد مجردی است که شب و روز نماز بخواند.
امام باقر (علیه السلام) فرموده است: (دو رکعت نماز مرد متأهل افضل و بهتر از نماز مرد مجردی است که شب را به عبادت بایستد و روز را با روزه سپری کند).
این روایات و نیز روایایتی قریب به این مضمون که در متون اسلامی، وارد شده به خوبی جایگاه و ارزش والای خانواده و تشکیل آن را تعیین می کند.
*نتایج حجاب در استحکام و سلامت بخشی خانواده:
بدون شک جامعه ای از سلامت کامل برخوردار است که خانواده به عنوان جزء کوچک آن جامعه از سلامت و استحکام کامل و کافی برخوردار باشد، از این رو، اگر خواهان سلامت و تقویت بنیان جامعه هستیم، باید همه نیروهای خود را در جهت استحکام و تقویت پیوندهای خانوادگی بسیج کنیم. در جامعه ای که برهنگی بر آن حاکم است هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است مقایسه ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه ی خانواده را می سوزاند این است که این مقایسه آتش هوی و هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می زند. زنی که با بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و درغم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره اش شگفتی خود را از دست می دهد و روی در خزان می گذارد.
در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان تری از راه می رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه ای می دهد؛ و این مقدمه ای می شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است.
آری با بی حجابی روابط آزاد و نامشروع جنسی جامعه را فرا می گیرد و به همان نسبت کانون خانواده ها سست شده و آمار ازدواج کاهش می یابد و ازدواج های گذشته هم به کاهش می یابد و ازدواج های گذشته هم به جدایی و طلاق منجر می شود. بنابراین وجود خانواده سالم و مستحکم در گرو گسترش فرهنگ حجاب خواهد بود.

برچسب‌ها: خانواده ایرانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:41  توسط زیبا ایرانی  | 

نقش تلویزیون در خانواده!

حتی گاهی در بعضی خانواده ها مشاهده می شود که تلویزیون نقش تعیین کننده در ساعات خواب و بیداری و غذا خوردن و حتی معاشرت با اطرافیان را پیدا کرده و به قدری جایگاه پیدا کرده که امور خانوادگی بر اساس برنامه های تلویزیون تنظیم می شود.

 این نگرانی ها درست است اما مساله ای که نباید از آن غافل شد در نظر گرفتن جوانب مثبت این وسیله است که اگر به درستی از آن استفاده شود می توان از آنها بهره مند شد.

 

در شرایطی که خانواده این قدرت را داشته باشد که تلویزیون و وسایل اینچنینی را تحت کنترل خود گرفته و بر آن مسلط باشد و مقررات خاص خود را برای ساعات تماشای آن داشته باشد، می توان از این وسیله نیز بهره گرفت و در جهت رسیدن به خواسته های خود از آن استفاده کرد.

 

اما این مساله نیازمند توجه کارشناسان و برنامه سازان نیز است تا خانواده ها از بین برنامه های تلویزیونی امکان انتخاب داشته باشند و نیازی به رو بردن به برنامه های سی دی های وارداتی نداشته باشند.

یکی از فوایدی که تلویزیون می تواند داشته باشد کارکرد آموزشی آن است؛ به ویژه در مواقعی از سال مانند فصل تابستان که کودکان و نوجوانان اوقات فراغت بیشتری داشته و وقت زیادی را پای برنامه های تلویزیونی می گذرانند، می توان از این فرصت به عنوان فرصتی برای آموزش غیرمستقیم مفاهیم به آنها استفاده کرد.

 با این حال گاهی دیده می شود در ساخت برنامه برای کودکان و نوجوانان یا حتی بزرگسالان، تنها جنبه سرگرمی مد نظر قرار می گیرد در حالی که نقش رسانه در کاهش آسیب های اجتماعی اثبات شده است.

 

 این که برنامه های ورزشی یا تفریحی و سرگرمی در بالا بردن روحیه افراد جامعه و شادی بخشیدن به آنها تاثیر دارد درست است و نیاز است به این برنامه ها پرداخته شود اما در عین حال برنامه های آموزنده ای که قابلیت جذب مخاطب را داشته باشد و توانایی برقراری ارتباط و حفظ بیننده را داشته باشد نیز می تواند در ارتقای فرهنگ و رشد افراد یک جامعه موثر واقع شود.

 

به این منظور اگر از متخصصان بهره گرفته شود و برنامه ریزان با شناخت نیازهای جامعه به تولید برنامه بپردازند می توان بسیاری از الگوهای رفتاری مناسب را جایگزین الگوهای نادرست و رفتارهای نابهنجار کرد.

 

این در حالی است که بعضا دیده می شود خود تلویزیون با برنامه های سطحی و مبتذل رفتار یا کلمات و اصطلاحات نادرست را در جامعه رواج داده و به کار بردن آنها را عادی جلوه می دهد.

 

یکی دیگر از فواید این وسیله این است که با استفاده صحیح و به اندازه، می توان آن را به عاملی در جهت تحکیم پیوندهای خانوادگی تبدیل کرد.

 

 کنار هم جمع شدن افراد یک خانواده کنار یکدیگر برای تماشای برنامه مورد علاقه شان و پس از آن بحث و تبادل نظر درباره آن می تواند به رد و بدل کردن نظرهای گوناگون و شناخت بیشتر افراد خانواده از یکدیگر منجر شود که به نوبه خود بسیار مثبت قلمداد می شود.

 

ارائه برنامه های آموزشی و بی نیاز کردن افراد از ثبت نام در کلاس های متفاوت و یا ارائه مشاوره های پزشکی و فرصت صحبت با متخصصان و بسیاری فواید دیگر را هم می توان از اثرات مثبت تلویزیون برشمرد که در اقتصاد خانواده هم می تواند تاثیرگذار باشد.

 

از سوی دیگر، در شرایطی که فضاهای مجازی و بازی های رایانه ای معمولا فعالیتهایی انفرادی هستند، اما تماشای برنامه های تلویزیون معمولا گروهی صورت می گیرد و می تواند باعث ارتباط بین زوج ها و یا فرزندان یک خانواده شود و از انزوای افراد جلوگیری کند که اهمیت بسزایی دارد.

 

نکته ای که در این میان وجود دارد نظارت خانواده ها و انتخاب برنامه های تلویزیونی مناسب است. امروزه که انواع برنامه ها و فیلم ها با موضوعات گاها مخالف ارزش های مورد قبول ما تولید و ارائه می شود، وظیفه خانواده ها برای انتخاب برنامه همسو با ارزش های خانواده بیشتر شده و لازم است دقت داشته باشند که حتی یک فیلم یا سریال یک ساعته یا دوساعته چه تاثیراتی می تواند در شکل گیری شخصیت و باورهای فرزندشان داشته باشد.

 

 


برچسب‌ها: خانواده ایرانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:40  توسط زیبا ایرانی  | 

خانواده و نماز

 اگر در محيط خانواده، فرهنگ نماز گسترش و ژرفا يابد، اگر ترنم نماز فضاي خانواده را معطر و متبرک سازد، اگر کودکان و فرزندان، پدر و مادر را مقيد و معتقد به نماز بيابند، بي هيچ ترديد آنان نيز الگوي خويش را از خانواده خواهند گرفت و انس و الفت با نماز خواهند يافت که ره آورد آن پرهيز از منکر و فحشا و گريز از آلودگي و همسايگي با پاکي و تهذيب و صفا و صداقت خواهد بود.

ارزش خانواده در تفکر اسلامي
    خانواده در تفکر اسلامي جايگاهي بسيار رفيع دارد. اگر موضوع خانواده در اسلام را با ساير اموري که مشابه اين مقوله است مقايسه کنيم برجستگي خاصي در مسئله خانواده ملاحظه مي کنيم که بعضي از آنها مهم و بعضي مهمتر هستند. اما گاهي اموري وجود دارند که واژه اي اهم نيز براي آنها کفايت نمي کند و بايد به دنبال ادبيات ديگري براي بيان عظمت آنها بود از جمله اين موضوعات، موضوع “خانواده” است.
    خانواده به چند دليل داراي اهميت است يک دليل آنکه اصولاکل وجود آدمي از درون خانواده ريشه گرفته و در آن تکوين مي يابد، به بيان ديگر، پيمانه هاي وجود آدمي در خانواده شکل مي گيرد و همه تاثيرات بيروني در محدوده اين پيمانه تحقق پيدا مي کند دليل ديگر اين است که مي بينيم آغاز خلقت انسان با خانواده شروع شده است آيا سر اين قضيه اين نيست که خانواده رکن عالم هستي است؟ آيا اين امر بدان معنا نيست که خانواده، رکن عالم هستي است و به کل هستي جهت مي دهد؟
    خانواده، منظومه اي متشکل از زن و مرد و فرزندان است که سلسله روابط عميق روحي، عاطفي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ميان آنان جاري است و با هدف رفع نياز و کسب آرامش در حيطه روابط بالاو توليد و تربيت نسل، به حيات خود ادامه مي دهد.
    در حقيقت خانواده مهمترين جايگاه پرورش نيروي انساني و محيطي مناسب براي رشد اعضاي خود به شمار مي رود و با رشد اعضاي خانواده است که اجتماع رشد مي کند.
    خانواده آرامشگاه همسران و طبيعي ترين بستر رشد و شکوفايي و تعالي آدمي است. پس خانواده کانوني است که در آن ارزش هاي اخلاقي، باورهاي ديني و معيارهاي اجتماعي از نسلي به نسل ديگر انتقال مي يابد و زمينه رشد عاطفي و تربيت اخلاقي و اجتماعي اعضاي خانواده را فراهم مي کند. يکي از راه هاي رسيدن به استحکام خانواده در تفکر اسلامي داشتن اقتدار عاطفي و منطقي و برخورداري والدين از بصيرت و بينش اجتماعي است. آگاهي هاي مستمري که مي تواند ضامن رشد مطلوب شخصيت اجتماعي کودکان و نوجوانان شود و در اين صورت است که زمينه رشد اعتقادي و پايبند کردن آنان به ارزش هاي عبادي و انجام فريضه ها در چنين خانواه هايي به راحتي قابل طرح و اجراست در محيط خانواده اي که اعضاي آن متعبد هستند فضاي آرام حاکم بوده و اعضاي آن از اعتماد به نفس بالايي برخوردار هستند.
    جمع اين گونه خانواده ها همچون ظروف مرتبط هستند که به هنگام کسر شدن يکي از آنها ديگر ظروف جاي خالي آن را پرمي کند. بدون اينکه ضرر يا وقفه اي در مجموعه ايجاد شود. خانواده در يک نگاه تحليلي مرکب از قول، فعل، صدق و صفاست.
    به عبارتي والدين يا با قولشان يا با فعلشان و يا با صدقشان، فضايي را شکل مي دهند تا فرزندان را تربيت کنند.
    خانواده و اصول آموزش نماز
    همان طور که توضيح داده شد نهاد خانواده براي تربيت ديني فرزندان پتانسيل بسيار بالايي در خود دارد خداوند اين حيات دو نفره را به گونه اي قرار داده است که اگر قواعد و اصول مبتني بر قابليت هاي دروني آن به درستي شناخته شود و اصول تربيتي و يادگيري نيز مورد استفاده قرار گيرد اقدامات بسيار موثري را در خصوص تربيت ديني به طور عام و آموزش نماز به طور خاص مي توان به انجام رساند.
    1. استفاده از انرژي مثبت درون خانواده
    در درون خانواده سرمايه عاطفي و انرژي مثبت زيادي قرار داده شده است. با بهره برداري از آن خيلي از برنامه هاي تربيتي را مي توان به اجرا در آورد. اين مسئله وقتي انجام مي شود که مادر بتواند بين خود و فرزند، صميمت بسيار فراتر و ريشه دارتر از صميمت هاي توليد شده در ساير ارتباطات در زندگي به وجود آورد.
    وقتي مادري در يک فضاي مديريت شده عاطفي به دختر خود يا پسر خود مي گويد: دخترم يا پسرم چند لحظه مي آيي پيش من؟ اين جمله يک فضاي رواني و عاطفي خاص در فرزند به وجود مي آورد به نحوي که آمادگي او را براي پذيرش برخي از انتظارات والدين فراهم مي نمايد.
    در چنين فضاي عاطفي اگر يکي از والدين در مورد نماز يا نمازخوان ها موضوعي را و يا قصه اي را شرح مي دهد به احتمال قوي باتوجه به استماع موثر از ناحيه فرزند مواجه خواهد شد. بدون ترديد اگر فردي با علاقه به چيزي گوش بدهد و گوينده نيز محبوب او باشد کلام در او تاثير گذاشته و زمينه عمل کردن به آن نيز فراهم مي شود. پس والدين بايد اين قدرت عاطفي پنهان در خانواده را بپذيرند و به درستي از آن استفاده کنند.
    2. تناسب پيام و انتظار با شرايط سني فرزند
    هر گروه سني به مثابه پيمانه اي است که بيش از ظرفيت خود پذيراي محتواي اضافي نمي باشد. قبل از هرکسي خود خداوند متعال در تربيت ديني انسان ها در طول تاريخ اين موضوع را با عمل مطلق خود رعايت کرده است. فلسفه بعثت انبيا و انزال کتب به طور تدريجي ريشه در اين محدوديت ذاتي بشر دارد. مربيان و والدين بدون رعايت اين اصل نمي توانند پيام هاي خود را به کودکان و نوجوانان بقبولانند.
    آموزش نماز مانند ساير مسائل تربيتي به شرط قبول متربي اثر بخش است لذا از جمله مسائل اساسي که والدين بايد از خود بپرسند و پاسخ آن را از منابع معتبر به دست آورند آن است که: “فرزند دوره ابتدايي من، داراي کدام علايق و چه توان ذهني است؟” و آيا اينکه “فرزند نوجوان من مطابق يافته هاي روانشناسي و آموزه هاي ديني، کدام ويژگي هاي را داراست؟ اينها سوالات مبنايي براي هر پدر و مادر است.
    وقتي که فهميد در دوره کودکي “ديدن” بيش از “شنيدن” کار ساز است در پيام هاي مربوط به نماز نيز عمدتا از رفتار و عمل بهره مي گيرد تا حرف و گفتار.
    3.رعايت استمرار و مداومت
    تعليم و تربيت با اقدامات قطعي و گسسته از هم تحقق پيدا نمي کند. خداوند آدمي را طوري آفريده است که بايد اقدامات تربيتي به طور مرتب و مستمر بر او اعمال شود تا در متربي نهادينه گردد. علت تکرار انجام دستورات ديني در طول روزها و ماه ها و سال ها نيز در اين ويژگي آدمي نهفته است لذا خانواده براي تربيت ديني و تقويت روحيه نمازخواني در فرزند بايد برنامه داشته باشد و اين برنامه به طور مداوم اجرا شود. البته معناي مداومت، آن نيست که با تکرار ملال آور خواسته هاي خود، روح او را آزرده کنيم و شيريني عبادت و نماز را در کام او تلخ نماييم. خيلي از جنبه هاي مداومت مي تواند نامرئي و غير مستقيم باشد. به طور مثال هر بار سجاده نماز را جلوي ديدگان فرزند خردسال پهن مي کنيم تا او را نسبت به نماز علاقه مند کنيم. اگر اين عمل را به برنامه هر روز خود تبديل کنيم خواهيم ديد که اثر خود را خواهد داشت اصولااتصال و ارتباط با روح و روان کودک را نبايد رها کرد.
    4. ارتباط خانه و مدرسه
    ارتباط خانه و مدرسه از لوازم غيرقابل اغماض در تربيت ديني است. ضرورت اين ارتباط را ويژگي توحيدي تربيت به وجود مي آورد. تربيت به طور ذاتي به وحدت و يکپارچگي همه نهادهاي تربيتي و بخصوص دو نهاد خانه و مدرسه محتاج است. به همين دليل برنامه هاي آموزش نماز در خانواده بايد از طرف آموزش و پرورش حمايت شود. چگونه ممکن است يک کودک در مدرسه به طرق مختلف پيام هاي مربوط به نماز را دريافت کند ولي درخانواده چنين فضايي نباشد و او نمازخوان پرورش يابد؟
    از جمله اقداماتي که در اين مورد مي توان انجام داد آن است که والدين از طريق مدرسه در جريان کامل محتواي آموزشي کتاب هاي درسي درخصوص نماز قرار گيرند و در منزل نيز در راستاي آن محتواها به تقويت رفتار فرزندان خود بپردازند.
    5. رعايت اعتدال
    پرهيز از افراط و تفريط قاعده اساسي زندگي است. از طريق رعايت ميانه روي به معناي واقعي کلمه مي توان بهتر به هدف رسيد. در تربيت ديني و آموزش نماز نيز از اين اصل بايد پيروي نمود. علايق گوناگون فرد مستلزم فعاليت هاي متنوع در زندگي است که هرکدام از آنها تاثير خاص در مجموعه حيات انسان به جا مي گذارد. نماز با همه قداستي که دارد نبايد وقت بازي و يا استراحت کودک و نوجوان را بگيرد. اصولانمازي که مزاحم انجام فعاليت هاي طبيعي کودک باشد، نظم تربيتي مطلوب نخواهد داشت. لذا والدين بايد با کسب آگاهي از همه جنبه هاي زندگي فرزند خود، آسان گيري و اعتدال را مراعات کنند.
    6. عکس العمل هاي مناسب در قبال رفتارهاي ديني فرزند
    عمل و عکس العمل مناسب باعث پيشرفت و اصلاح امور در زندگي انسان مي شود. اگر رفتاري از فرد بخصوص از جانب کودک و يا نوجوان سر بزند ولي پاسخي دريافت نکند آن رفتار منجر به آثار مطلوب نخواهد بود. رفتارهاي نامطلوب با عکس العمل درست، تعديل و اصلاح مي شود و رفتارهاي مطلوب از طريق عکس العمل هاي صحيح تقويت مي گردد. در مورد نماز نيز از همين قاعده بايد پيروي کرد.
    قابل ذکر است که عکس العمل صرفا به تشويق و يا تنبيه محدود نمي شود ممکن است عکس العمل مربي يک تذکر مفيد باشد، تذکري که نه تشويق است نه تنبيه، ولي اثر مفيدي در رفتار فرد دارد به عنوان مثال وقتي که پدر يا مادري به فرزند خود که تداوم در نماز خواندن ندارد در مورد “الذين في صلاتهم ساهون” توضيح مختصري به تناسب درک او بدهد در قالب اين نوع تذکرها قرار مي گيرد.
    روش هاي موثر
    آنچه که در قالب اصول، توضيح داده شد بايد ها و نبايدهاي حاکم بر رفتار مربي يا متربي است که در جميع شرايط و در همه اقدامات تربيتي قابل اجراست. اکنون چند روش کاربردي که والدين مي توانند با به کارگيري آنها اثر مثبت در وجود فرزند خود به جا بگذارند توضيح داده مي شود.
    1. روش الگويي
    اگر در محيط خانواده فرهنگ نماز گسترش و ژرفا يابد، اگر ترنم نماز فضاي خانه را معطر کند اگر فرزندان پدر و مادر را به قصد نماز بيابند بي هيچ ترديد آنان نيز الگوي خويش را از خانواده خواهند گرفت و انس و الفت با نماز خواهند يافت که ره آور آن پرهيز از فحشا و منکر و گريز از آلودگي و همسايگي با پاکي و تهذيب صفا و صداقت خواهد بود.
    اگر اعضاي خانواده همه با يکديگر به اقامه نماز بپردازند و همه به وحدت دروني دست يابند در بيرون نيز با يکديگر همگوني و هماهنگي خواهند داشت و موجبات آرامش رواني را براي آنان در پي خواهد داشت زيرا نه در جامعه با يکديگر تضادي دارند و نه والدين با فرزندان خويش اختلاف اساسي و جدي خواهند داشت. تجارب تربيتي و مهمتر از آن دلالت هاي ديني حاکي از آن است که “فعل پدر و مادر” تاثيري فراوان در تقويت روحيه و انجام فرائض ديني از جمله نماز در فرزند به جا مي گذارد. زيرا اصولاخداوند انسان را طوري آفريده که از اسوه ها و يا نمونه هاي عيني اثر مي پذيرد.
    قول والدين مکمل فعل است اما هيچ کدام جاي ديگر را نمي گيرد. منتهي هريک در موقعيت مناسب بايد به کار گرفته شود، زيرا قول گسسته از فعل، تاثيرگذار نيست.
    2. فضاسازي معنوي
    فرزندي که در خانواده اي لبريز از ذکر و يا در محبت خدا به دنيا مي آيد هيچ گاه نيازي ندارد که آموزش ويژه براي نماز ببيند. زيرا از همان آغاز تولد در گوشش اذان و اقامه مي گويند و او را به “صلوه” و “فلاح” و “خيرالعمل” دعوت مي کنند. در خانه اي که مشحون از ذکر خداست فرزند نيز با اين ذکر پرورش مي يابد و دلي که با ذکر حق تعالي ، جلايابد هرگز از منبع قدرت لايزال الهي نمي گريزد و “انس” با خدا را در “ذکر” با خدا مي يابد.
    در خانه اي که با والدين به مناجات شبانه بر مي خيزند و اهل خانه همگي معتقد و مقيد به آداب ديني هستند چگونه ممکن است فرزندشان گريزان و روي گردان از خدا باشد؟
    جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا سوال کرد: يا رسول الله! دانستيم که چگونه خود را از آتش جهنم نگه داريم؟ با انجام واجبات و پرهيز از محرمات! اما ندانستيم که فرزندان و خانواده خود را چگونه از آتش جهنم حفظ کنيم؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند:
    -1 اعملو الخير: خود عامل عمل خير باشيد.
    -2 واذکرواهم بالله: ياد خدا را در دل هايشان زنده کنيد.
    -3 و امروا هم بالمعروف: (اين گونه نباشيد که آنها را رها کنيد، بلکه با رفق و مدارا و ملايمت) آنها را به معروف هدايت و راهنمايي کنيد.
    -4 و انهيهم عن المنکر: (آنها را در ميان امواج متلاطم دنيا رها نکنيد بلکه) از آنچه او به فساد و تباهي مي کشد منع و بازداريد.
    وقتي فرزند براساس محبت خود به نماز ايستاد، آن وقت است که نمازش معنا پيدا مي کند چون که نماز بدون محبت، اگر در طريق وصول به معنا نباشد، سودبخش نيست.
    وقتي فرزند توجه لازم را داشت، آرام، آرام به اين کار انس مي گيرد. لطف خدا را در نماز در مي يابد و پرده غفلت براي او کنار مي رود.
    امام سجاد(ع) مي فرمايد: وظيفه پدر و مادر اين است که فرزندان را دلالت به خدا کنند (توجه به خدا) که اعم از نماز خواندن است . اينکه از همان سه سالگي امر به سجده کردن فرزند نمايد و سپس کلمه “لاالله الاالله” را به او بياموزد و باملايمت و آرامي او را در سن هفت سالگي آموزش نماز دهند تا او در 9 سالگي بتواند با وضو نماز بخواند.
    3. پاسخ به کنجکاوي هاي کودک به عنوان يک فرصت 
    کنجکاوي کودک يک ويژگي طبيعي اوست که پاسخ آن ضمن ايجاد آرامش روحي و رواني کودک، فرصت مناسب در اختيار والدين قرار مي دهد تا بتوانند رفتارهاي مناسب و مطلوب در او به وجود آورند براين اساس وقتي که فرزندان از مادر در مورد مسائل اعتقادي و نماز مي پرسند فرصت مناسب براي ما به وجود آورده اند تا بتوانيم با پاسخ هاي مناسب و يا طرح سوالات موثر در او اثر تربيتي بگذاريم.
    به عنوان مثال وقتي که فرزندي از پدر يا مادر خود سوال مي کند:
    - اين ميوه چقدر شيرين و خوشمزه است، از کجا آمده و يا درست شده است؟
    - اين ماهي چگونه در آب زندگي مي کند و نمي ميرد؟
    - اين آ سمان و ستاره هاي زيبا را چه کسي آفريده است؟
    و هزاران سوال ديگر، به همين شکل که همه ناشي از حس کنجکاوي کودک است. از طريق همين سوال ها با همان زبان کودکانه که مناسب دريافت اوست مي توان او را به سازنده و خالق رهنمون کرد. به او در مقابل همه اين داده ها و نعمت ها آموخت که چگونه بايد تشکر و قدرداني کرد و به نماز به عنوان يکي از شيوه هاي تشکر کردن اشاره نمود.
    4. حضور در مجامع و محافل نماز
    مشاهدات انسان يکي از عوامل موثر در تربيت انسان است. قرآن در آيات متعدد انسان ها را به “ديدن” و “فکر کردن” دعوت مي کند. بين “ديدن” و “باور کردن” رابطه مستقيم وجود دارد. بايد کاري کنيم که فرزند ما با صحنه هاي گوناگون اقامه نماز و آماده شدن براي اقامه نماز مواجه شود. شرکت در نمازهاي جماعت مسجد محله، شرکت در نماز جمعه و موارد مشابه به آن مي تواند در تقويت روحيه نمازگزاردن فرزندان ما موثر باشد.
    5. ايجاد ارتباط بين زيبايي و نماز
    انسان يک موجود زيبا دوست است و به دنبال زيبايي ها مي رود و اين ويژگي را خداوند در وجود آدمي قرار داده است بخصوص کودک و نوجوان که بيش از بزرگسالان زيبايي ها را مي بيند و دوست دارد. با ترتيب دادن يک سجاده زيبا و چادر نمازي قشنگ براي دختران، جانماز و لباس زيبا براي پسران مي توان رغبت آنها به نماز خواندن و حضور در جمع نمازگزاران را فزوني بخشد. هرقدر والدين بتوانند زيبايي ها را با نماز خواندن پيوند بزنند، به همان اندازه موفق تر خواهند بود. باتوجه به نکات و راهکارهاي فوق در مي يابيم که هر اندازه برنامه هاي مربيان با نيازها و علايق و رغبت هاي افراد (متربي) تناسب و هماهنگي داشته باشد، رفتار و نگرش مثبت به آن برنامه ها در افراد افزايش مي يابد و هر اندازه اين اعمال و روش ها با رغبت و علاقه متربي فاصله داشته باشد و يا در تعارض باشد، نه تنها جاذبه ايجاد نکرده بلکه باعث بي علاقگي، بي رغبتي و گاه تنفر و بيزاري در آنان مي شود. در هر حال هنر مربياني که مي خواهند نياز دروني افراد را به پرستش خدا شکوفا و هدايت کنند اين است که زيباترين شکل و شيواترين آموزش ها بايد با رغبت هاي فراگيران همخواني داشته باشد تا آموزش ها “نهادينه” گردد.


برچسب‌ها: خانواده ایرانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:39  توسط زیبا ایرانی  | 

چگونه به سوالات جنسی کودکان پاسخ دهیم؟

کودکان از زمانی که سخن گفتن را می‌آموزند، می‌توانند سوالاتی را بپرسند که پاسخ به آن‌ها همیشه ساده نخواهد بود. کودکان بسیار کنجکاو هستند و مرتب سوالاتی در مورد پدیده‌های مختلف مطرح می‌کنند.

والدین همیشه سعی می‌کنند به سوالات کودکان تا حد امکان روشن و واضح پاسخ بگویند اما وقتی سوال به مسائل جنسی مربوط می‌شود پاسخگویی برای والدین قدری مشکل می‌شود. 
بعضی معتقدند فعلا لازم نیست کودکشان چیزی در این مورد بدانند؛ بعضی نمی‌دانند چه چیزی را باید بگویند و چه چیزی را نه و برخی نمی‌دانند چگونه و با چه زبانی باید بگویند، بنابراین ترجیح می‌دهند چیزی نگویند!

تصور کنید کودکتان با دیدن نوزادی که تازه به دنیا آمده از شما می‌پرسد: «مامان بچه چطور از شکم مادرش بیرون میاد؟؟»
و شما هنوز جواب سوال فرزندتان را نداده دختر بزرگ‌ترتان می‌پرسد: «اما من می‌خواهم بدانم بچه چطور توی شکم مادر رفته است!» 

بزرگسال کاملا آگاهانه و طبق تحریک میل غریزی‌اش، رفتار جنسی بروز می‌دهد. اما کودک چنین تصوری از رفتارش ندارد و از روی کنجکاوی و تجربه ، شروع به برخی رفتارهای جنسی یا سوالات جنسی می‌کند. پس این دو را کاملا از هم تفکیک کنید و وقتی سوال یا رفتاری جنسی از فرزندتان می‌بینید، وحشت نکنید؛ عکس‌العمل تندی نشان ندهید و تنها به نشان دادن واکنشی مناسب فکر کنید.

ناآگاهی شما و ناتوانی‌تان در نشان دادن واکنش و پاسخ مناسب می‌تواند چالش‌های زیادی را برای او ایجاد کرده و یک کنجکاوی طبیعی و ساده را به مشکل تبدیل کند.

 

بهترین زمان برای گفتگو چه زمانی است؟

مناسب‌ترین موقع زمانی است که خود کودک دراین‌باره سوال می‌کند. تلاش نکنید با جملاتی مثل «بعدا بهت میگم» و «تو هنوز خیلی کوچک» هستی پاسخ را به تعویق بیندازید.
یادتان نرود هیچ کودکی برای دریافت جواب سوالش کوچک نیست. اگر فرزندتان در موقعیت نامناسبی سوال را مطرح کرد، می‌توانید بگویید به زودی در اولین فرصت در موردش صحبت می‌کنیم و در فرصت مناسب با وی صحبت کنید. 
فکر نکنید او سوالش را فراموش کرده است. عدم پاسخگویی شما باعث می‌شود او برای دریافت پاسخ به منابع دیگری مراجعه کند.

معمولا کودکان بین سنین 3-6 سالگی اولین سوال‌هایی که نشانه کنجکاوی جنسی هستند، را مطرح می‌کنند. البته پرسیدن این سوال‌ها از طرف کودکان الزامی و حتمی نیست، اما اگر با آن‌ها مواجه شدیم، نباید تعجب کنیم یا آن‌ها را نشانه وجود مشکلاتی در تربیت و روان کودک بدانیم.

تصور کنید کودکتان با تماشای فیلم عروسی‌تان به‌یک‌باره شروع به گریه می‌کند و می‌پرسد چرا در عروسی ما حضور نداشته و یا او را با خود نبردید. این سوال که در صورت مواجه‌شدن با پاسخ نامناسب بارها و بارها به شیوه‌های مختلف تکرار می‌شود، برخی والدین را نگران می‌کند. 

بسیاری از این والدین نمی‌دانند با جواب غلط و نامناسب، شاید چند روزی کودک را از سر خود باز کنند، اما درواقع خود را به دردسر بزرگ‌تری می‌اندازند و در آینده مجبور به پاسخ‌گویی به سوالات دیگر کودکی که از جوابشان قانع نشده می‌شوند.

 

 

کافی است به او بگویید «زمان عروسی ما تو هنوز به دنیا نیامده بودی!» یادتان نرود که بچه‌ها معمولا سوال‌های پیچیده نمی‌پرسند و اگر جواب مناسب را بشنوند، بیش‌ازاندازه در مورد آن موضوع کندوکاو نمی‌کنند. 

البته انکار نمی‌کنیم کودکی که این جواب را می‌شنود، سه ماه بعد دوباره سراغ شما می‌آید و می‌گوید «پس من کجا بودم و چطور درست شدم؟» در چنین شرایطی، دلیلی برای نگران شدن وجود ندارد.

فرزند شما قرار نیست به حریم خصوصی شما و همسرتان وارد شود. ذهن بچه‌های 3 تا 5 ساله، اصلا وارد حوزه‌هایی که نگرانشان هستید، نمی‌شود. در این شرایط کافی است به او بگویید «پدر و مادرها خیلی دوست دارند بچه را به دنیا بیاورند. من و بابا هم چون خیلی دوست داشتیم تو را داشته باشیم، تصمیم گرفتیم تو را به دنیا بیاوریم».

 

من چه جوری به دنیا اومدم؟

اگر فرزندتان بلافاصله یا چند ماه بعد از شنیدن این جواب دوباره سراغتان آمد و گفت «من کجا بودم؟ و چگونه به دنیا آمدم؟» نگران نشوید. قرار نیست همه جزییات تولد را برایش تشریح کنید.

کافی است به کودکتان بگویید «تو در شکم مامان بودی، مامان به تو غذا داد بزرگ شدی! بعد هم دکتر کمک کرد از شکم مامان خارج شدی.»

کودکان زیر 6 سال برای نحوه خروج نوزاد کنجکاوی نمی‌کنند و نیازی هم نیست شما والدین در آموزش پیش‌دستی یا شتاب‌زدگی کنید! 
اما اگر در سال‌های بعد فرزندتان سراغ شما آمد و در این مورد کنجکاوی کرد، می‌توانید به او بگویید «بدن مامان‌ها کانالی دارد که بچه‌ها از آن بیرون می‌آیند». 
و یا در صورت زایمان سزارین بگویید دکتر کمک کرد وتو رو از شکمم با کمک وسایل مخصوص خودش بیرون آورد و در صورت کنجکاوی جای زایمان سزارین را نشان دهید.

 

چرا بدن من با خواهرم فرق داره؟

وقتی کودک نسبت به اندام‌های خاص یکی از والدین یا خواهر و برادر خود کنجکاوی به خرج می‌دهد و می‌پرسد: «چرا بدن من با خواهرم فرق دارد؟؟ »

پاسخ‌های نادرستی که ممکن است به او بدهید این‌هاست: «این چه سوالیه؟؟ این حرفا زشته؟ بزرگ بشی بعدا می‌فهمی». برخی هم دست به دامن جواب‌های بسیار غیرمنطقی می‌شوند و می‌گویند: «چون خواهر تو الان کوچولو و نوزاده بدنش این شکلیه بزرگ بشه مثل تو میشه توهم کوچیک بودی همین شکلی بودی»!!

برای دور کردن ذهن کودک خود را ازاین‌گونه سوالات، به‌هیچ‌وجه طوری پاسخ ندهید که یک تخیل یا یک ذهنیت اشتباه برای کودک به وجود بیاید. این‌گونه پاسخ دادن باعث می‌شود وقتی کودک بزرگ شود دچار مشکلات ارتباط جنسی با همسر خود شود یا احساس بیزاری از جنسیت خود داشته باشد. یا اینکه جواب اصلی را بعدها از دهان دوستان خود بشنود و این ذهنیت برایش به وجود بیاید که «نکنه مامان یا بابا جنسیت منو دوست‌ نداشتن که این‌طور بهم جواب دادن».
پاسخ درستی که می‌توانید در این مواقع بدهید این است: «بدن همه دختر و پسرها باهم فرق داره. مثلا ببین بابا سبیل داره ولی من ندارم. این تفاوت هم مثل همونه عزیزم».تفاوت اندام جنسی زن و مرد  مانند تفاوت‌های دیگر، عادی جلوه دهید.

در پایان چند نکته را در نظر داشته باشید:

  • کوتاه پاسخ دهید و وارد جزئیات نشوید.
  • سوالاتش را بیجواب رها نکنید. 
  • فراموش نکنید اگر کنجکاوی جنسی فرزندتان  بروز پیدا کرد، به‌جای شرمنده کردنش، با آرامش به او قوانین را آموزش دهید.
  • در پاسخ به سوالات جنسی کودک نباید تمام واقعیت یا آموزش‌ها را یک‌باره به او منتقل کنید. این آموزش باید قدم‌به‌قدم متناسب با سن و درک کودک انجام شود.

 

 

 


برچسب‌ها: دکتر زیبا ایرانی روان شناس کودک در شرق تهران
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:2  توسط زیبا ایرانی  | 

روان شناسی جنسی کودک چیست ؟

از آنجایی که کودکان دنیای ناهشیار قوی دارند، علاوه بر رفتارهای جنسی، تکانه‌های مبهم جنسی دارند که والدین از پس آن‌ها برنمی‌آیند؛ و بهتر است که حتماً با روام شناس مشورت کنند. کودکان چه دختر و چه پسر باشند در مواجهه با اطلاعات همسالان، رفتارهای بزرگ‌ترها و محتوای قصه‌ها و کارتون‌ها اثر می‌پذیرند. کودکان درگیر ابهامات و سؤالات، احساس ترس و وحشت می‌شوند و میل به تجربه برخی رفتارها دارند. روان‌شناس با مطرح‌شدن برخی سؤالات زیر نگرانی‌های والدین را تحلیل می‌کند.

  • دختر ۶ ساله ای دارم که تنهایی وارد سرویس حمام و توالت نمی‌شود!
  • پسرم ۳ ساله است و با کف پای همه بازی می‌کند!
  • متوجه شدم که فرزندم با خواهرزاده‌ام در مورد اندام‌های جنسی‌شان حرف می‌زنند.
  • دخترم در مورد عضو جنسی‌اش کنجکاوی نشان می‌دهد و این مرا آشفته می‌کند.

برچسب‌ها: دکتر زیبا ایرانی روان شناس کودک
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:45  توسط زیبا ایرانی  | 

روانشناسی کودک

شکل گیری هراس یا ترس از ابتدای زندگی کودک با او همراه می‌شود و می‌توان شاهد ترس در موقعیت‌های متفاوت مانند روبرو شدن با افراد غریبه، اشیای جدید یا موقعیت‌های غیر معمول بود. ترس از تاریکی برای کودک معادل تنهایی است و کودک معمولاً در تاریکی از چیزی که در تاریکی وجود دارد و ناشناخته است می‌ترسد همچنین در خلال سال‌های پیش دبستانی ترس از حیواناتی که گاز می‌گیرند در کودکان ایجاد می‌شود همچنین ترس از رعد و برق، آسانسور، ماشین، غول، شبح، تنهایی، مکان های وسیع و…به وجود می‌آید. هنگامی‌که کودک بزرگ‌تر می‌شود در حدود هشت‌سالگی هراس از مرگ بروز می‌کند که در روانشناسی کودک به این نکته اشاره می‌شود که ترس اصلی ترس از مرگ مادر است که زیربنای آن اضطراب جدایی است.

 

روانشناسی استرس و اضطراب کودک

شیوه های بیان اضطراب در روانشناسی کودک به این شکل است که یا در رفتار ظاهری اش، هیچ گونه ترس و اضطرابی مشاهده نمی‌شود اما به صورت دائم از مکانیزم های اجتناب و گریز استفاده می‌کند مثلاً با بچه ها بازی نمی‌کند و یا سمت کسی نمی‌روند. پاره‌ای دیگر از کودکان اضطراب و استرس خود را نشان می‌دهند مثلاً دائم جیغ می‌زنند و خیلی حساس و زود رنج هستند. به طور کلی استرس و اضطراب در کودکان یا به شکل حاد است یعنی به‌صورت یک‌دفعه نشان داده می‌شود و یا به‌صورت مزمن و زمان‌دار است و به شکل یک ناراحتی کم و بیش دائم همراه با کودک است.

  • نحوه برخورد والدین با کودکان خود در زمان تنیدگی و استرس چگونه باید باشد؟
  •  والدین تا چه اندازه از اضطراب کودکشان آگاهی دارند؟
  • اگر کودکان احساس گناهکاری، یا احساس درست انجام ندادن یا بد انجام دادن کار، یا احساس تأیید نشدن توسط دیگران را دارند نشانه ای از وجود استرس و اضطراب در آنان است.
  • آیا نگرانی های اضطراب آمیز کودکان درباره اطرافیان همراه با نشخوار فکری، مشاهده شده است؟

روانشناسی کودک لجباز

لجبازی یا نافرمانی کودک به مفهومی گفته می‌شود که کودک در برابر خواست‌ها و انتظارات والدین به انحا مختلف سرپیچی می‌کند. این سر پیچی‌ها به اشکالی چون: گریه کردن، جیغ و داد کردن، به کار بردن الفاظ زشت و… صورت می‌گیرد روان‌شناسی کودک دلایل گوناگونی را برای این نوع واکنش‌های نامطلوب، عنوان نموده است که تشخیص درست علت این لجبازی در روند بهبود این رفتارهای ناسازگار بسیار ضروری است. روان‌شناس کودک ضمن تشخیص صحیح علت، با به کار بردن متدهای تخصصی، در درمان و بهبود این واکنش‌ها به والدین کمک می‌کند.

  • علت لجبازی کودکان در سنین مختلف چیست؟
  • آیا گاهی لجبازی‌های کودک را می‌توان به‌عنوان یک نوع اختلال رشدی عنوان کرد؟
  • بهترین روش رفتاری والدین در بهبود این نوع رفتارها چه روشی می‌تواند باشد.

مهارت‌های ارتباطی در کودکان

کودک در مراحل مختلف رشدی به گونه‌های متفاوتی با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار می‌کند. از رفتارهای ارتباطی غریزی مثله مکیدن، گریه کردن در بدو تولد تا؛ به کار بردن مهارت‌های پیچیده‌تر کلامی و… در روان‌شناسی کودک نیز یادگیری مهارت ارتباطی بسیار ضروری است؛ زیرا کودک به وسیله دست‌یابی به این مهارت‌ها می‌تواند به نحوی مؤثر، با محیط و دیگران ارتباط برقرار کند؛ و باعث بروز واکنش‌های سازنده در اطرافیان شود. یادگیری این مهارت‌ها در روان‌شناسی کودک به عنوان کلید رشد شخصیت اجتماعی کودک محسوب می‌شود.

  • مهارت‌های ارتباطی کودک به چه مهارت‌هایی گفته می‌شود؟
  • نقش والدین در دست‌یابی کودک به این مهارت‌ها چگونه است؟
  • در هر مرحله از رشد کودک، دست‌یابی به کدام مهارت ضروری بوده و نشانه سلامت شناختی کودک است

روانشناسی کودکان خجالتی

احساس خجالت و کم رویی احساسی دوسویه هست، احساسی مرکب از هیجان ها، ترس، علاقه، تنش و میل به اضطراب. بیشتر کودکان در شرایط مختلف احساس خجالت و کمرویی می‌کنند، اما کودکانی این مشکل را به صورت حاد تجربه می‌کنند و در تمام اوقات زندگی‌شان احساس خجالت و شرمساری می‌کنند، این احساس نه تنها می‌تواند بر رشد اجتماعی کودک تأثیر منفی بجای بگذارد بلکه می‌تواند موجب کاهش عملکرد یادگیری و آموزشی شود. احساس خجالت و کم‌رویی می‌تواند هم برای والدین و هم برای خود کودک دردآور و ناراحت کننده باشد؛ اما می‌توان با کمک روانشناسان کودک و جلسات درمان آن را حل کنیم.

مشاوران تلفنی می‌توانند با توصیه‌هایی برای مدل رفتاری که والدین می‌توانند با کودک خود داشته باشند و آموزش بازی‌هایی که ترس کودک را برای حضور در جمع کاهش دهد، کمک بسزایی در این راستا انجام دهند.

  • چرا کودکان خجالتی می‌شوند؟
  • آیا می‌توان به فرزند خجالتی خود کمک کرد؟
  • آیا نیاز هست خجالتی بودن را به شکل جدی بررسی کرد؟
  • چگونه می‌توان کودک خجالتی را اجتماعی کنیم؟
  • ...............................................................
  • آدرس شعبه غرب تهران : 

    خيابان انقلاب جنب مترو دروازه دولت پلاک 590

    66702194/66703576/09125005342


برچسب‌ها: دکتر زیبا ایرانی روان شناس کودک
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:44  توسط زیبا ایرانی  | 

اسباب بازی های مناسب کودکان

کودکان همواره نیازمند بازی هستند بنابراین نقش والدین در این خصوصا بسیار حیاتی است. حال این سؤال مطرح می‌شود که والدین چه نقشی در فراهم کردن بازی مناسب برای نوزادشان دارند؟

روانشناسان معتقد هستند که انتخاب اسباب بازی ها توسط والدین، در رشد شناختی و عاطفی کودکان مؤثر خواهد بود، حدوداً از بدو تولد نوزاد این نیاز را احساس می‌کند تا برای شناخت دنیای خود دست به اکتشاف و یادگیری بزند و بنابراین والدین، مسئول پرورش خلاقیت، رشد شناختی، مهارت‌های زبانی، مهارت های فیزیکی و کلامی نوزاد خود می‌باشند. تخیل کودک همراه با بازی کردن پرورش می‌یابد و می‌تواند آینده کودک و نقش او را در زندگی رقم بزند.

بازی مناسب نوزاد یک ماهه

بعد از گذراندن یک ماه اول زندگی، نوزاد نسبت به محیط خودآگاه‌تر می‌گردد بنابراین والدین بهتر است که محرک های محیطی را برای کودک افزایش دهند زیرا نوزاد با نگاه کردن به اطراف خود به مرحله‌ای از شناخت نزدیک‌تر می‌گردد. به تدریج در ماه‌های بعدی نقش مکیدن در کودک بسیار پررنگ می‌شود طوری که او برای شناخت بهتر دنیای خود هر آنچه در میدان دید او قرار گیرد را داخل دهان می‌برد و همچنین تمایل به لمس اشیاء را دارد که بهتر است والدین اسباب بازی های مناسب‌تری را در اختیار کودک خود قرار دهند تا باعث ناراحتی نوزاد نگردد.


برچسب‌ها: روان شناس کودک
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:41  توسط زیبا ایرانی  | 

علت گوش به حرف نبودن بچه ها

  • کودکانی که حرف شنوی از مادر ندارند، مادر باید احساس اعتماد را صادقانه به کودک نشان دهند.
  • به جای تکیه بر نقاط ضعف به نقاط مثبت کودکتان توجه کنید.
  • کودکان بد رفتار می‌توانند بزرگ‌سالان را مغلوب کنند، به همین دلیل با او کنار بیایید.
  • کودکتان را به دلیل حرف گوش ندادن مدام سرزنش نکنید.
  • زمانی که کودکان احساس درستی داشته باشند رفتارهای درست‌تری را انجام می‌دهند.
  • والدین انتظار دارند که کودکشان حرف شنوی داشته باشد درحالی‌که گاهی والدین به‌ظاهر به حرف کودک گوش می‌دهند.
  • کودکان می‌خواهند که والدین کار خود را رها کنند و آن لحظه فقط به او گوش بدهند.
  • به کودکان مدام پند و اندرز ندهید آن‌ها گوش نمی‌کنند بلکه انتظارات خود را جز به‌جز شرح دهید.
  • به کودکتان فرصت بدهید و اجازه دهید خطای خود را جبران کند.
  • اشتباه کودکتان را شکست تلقی نکنید.
  • به جای آنکه به کودکتان فشار وارد کنید آنان را درست هدایت کنید و اجازه دهید کودکتان با توانایی های شخصی خود حرکت کند.

برچسب‌ها: روان شناس کودک
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:40  توسط زیبا ایرانی  | 

درمان احساس تنهایی

احساس تنهایی با تنها بودن تفاوت دارد و لزوماً به معنای تنها بودن نیست ممکن است کسی مدت‌ها تنها باشد ولی احساس تنهایی نکند از سویی دیگر فردی ممکن است در محیط آشنا با افراد آشنا احساس تنهایی کند.

یکی از علت های ناخوشایند بودن احساس تنهایی این است که افراد غالباً چون زمانی که تنها می‌شوند با خود واقعی خود روبرو می‌شوند و چون در خود ضعف هایی می‌بینند و خود را دوست ندارند از تنهایی فرار می‌کنند. زمانی که افراد دچار این حس می‌شوند پیامدهای متعددی برایشان ایجاد می‌شود، از جمله: بدبینی، بدگمانی، کاهش اعتماد به نفس، ارزیابی منفی خود و دیگران و… که خود این پیامدهای منفی به‌نوبه‌ی خود احساس تنهایی را در آن‌ها پایدار ساخته و در نهایت زمینه‌های اضطراب و افسردگی را در آن‌ها به وجود می‌آورد. علت دیگر احساس تنهایی برداشت ذهنی فرد از احساس تنهایی و کمبود در روابط است، در واقع احساس تنهایی زمانی به وجود می‌آید که فرد دارای افکار غیر منطقی در مورد تنهایی است، از جمله علت های دیگر می‌توان به فاصله‌ی بین روابط اجتماعی مطلوب فرد در گذشته و حال، کمبود مهارت‌های اجتماعی، شخصیت وابسته و… اشاره کرد.

برای مقابله با احساس تنهایی چه اقداماتی باید انجام دهیم؟

در قدم اول برای مقابله با احساس تنهایی باید دید و نگرش خود را نسبت به آن تغییر دهیم به عبارت دیگر بپذیریم که احساس تنهایی قابل کنترل هست که با پذیرفتن آن می‌توان بهتر با آن مقابله کرد.

شرایطی فراهم کنید که در موقعیت‌های جدید جمعی و تفریحی قرار بگیرید و دوستان بیشتری را ملاقات کنید.

ورزش کنید تا حس خوب نسبت به ظاهر خود داشته باشید این موضوع کمک می‌کند تا در زمان‌های تنهایی از خود گریزان نباشید.

کتاب بخوانید.

سعی کنید مهارت‌های خود را تقویت کنید و در اوقات تنهایی با فعالیت‌های مورد علاقه تان این زمان‌ها را برای خود جذاب کنید.

اعتماد به نفس خود را تقویت کنید برای افزایش اعتماد به نفس و بهتر و علمی‌تر انجام دادن راهکارها با یک متخصص روانشناسی مشورت کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:30  توسط زیبا ایرانی  | 

مشاوره فردی چیست؟

در مشاوره فردی مسائلی مانند افسردگی، کمبود اعتماد به نفس، نداشتن انگیزه، بدبینی و شک داشتن، ترس، استرس، اضطراب، پرخاشگری و… مطرح می‌شود؛ بنابراین مشاور به افراد کمک می‌کند که با قرار گرفتن در جلسات مشاوره به حدی از هماهنگی روانی برسند.

ـ تغییر افکار منفی و وسواس گونه چگونه اتفاق می‌افتد؟

ـ دلیل احساس نیاز کردن به تائید دیگران در زمینه‌های مختلف چیست؟

ـ آموزش مهارت‌های ارتباطی چه تأثیری در تصمیم‌گیری افراد دارد؟


برچسب‌ها: مشاوره روانشناسی در شرق تهران
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:28  توسط زیبا ایرانی  | 

مشاوره خانواده

با توجه به تفاوت‌هایی که بین زن و مرد در زمینه‌های فکری، رفتاری، روانی و… وجود دارد به وجود آمدن اختلاف بین زن و شوهر طبیعی است؛ بنابراین انتخاب روش‌هایی برای حل و مدیریت آن بسیار مهم است. کمک گرفتن از مشاوره تلفنی و حضوری شما را در انتخاب راه درست یاری می‌کند.

ـ تفاوت‌های بین زن و مرد از لحاظ رفتاری چه مواردی است؟

ـ دلایل عمده اختلافات زن و شوهر چیست؟

– یادگیری اصول همدلی چقدر در روابط زن و شوهر مؤثر است؟


برچسب‌ها: مشاور خانواده در شرق تهران
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:27  توسط زیبا ایرانی  | 

مطالعات سامندی

سالمندی، مصیبتی جانکاه نیست که به آن با دیدی منفی بنگریم و برایش متأسف باشیم. این دیدگاه که آدمی، پیری و سالمندی را تنها از دید ضعف قوا و انحطاط بدن یا ضعف دید و گوش و دیگر حواس مورد توجه قرار دهد، اشتباهی بس بزرگ است. ارزش سالمندی تا بدان جاست که رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، سالمندان را مایه برکت، و وجود آنان را در میان خانواده و جمع، همانند پیامبر در میان امت به شمار آورده اند. سالمندی، مرحله ای از مراحل عمر، همراه با زیبایی هایی است که بیشتر افراد به دلیل ناآگاهی یا نداشتن زمینه مناسب، با نگرانی و تأسف با آن برخورد می کنند و به آن حساسیت نشان می دهند. سالمندی، دوران برداشت محصول زندگی است که آدمی حاصل تلاش و فعالیت سال های عمر دراز و طولانی خود را در پیش رو می یابد.

مزایای سالمندی

سالمندی، هم از لحاظ فردی و هم از لحاظ اجتماعی مزایایی دارد. احساس کمال و پختگی، احساس بی نیازی از دیگران، بردباری در برابر مشکلات، داشتن اوقات فراغت برای سیر به سوی کمال، و نیز مجال رسیدگی به خود و ارزیابی خویش، از جمله مزایای فردی، و حرمت و احترام، عزیز بودن در خانواده، مورد احترام بودن در میان جمع، امر و نهی های ارشادی، توجه مردم به او به عنوان منبع فکر و اندیشه، و نیز مورد مشورت قرار گرفتن، ازجمله مزایای اجتماعی سالمندی است. از دیدگاه اسلام، موی سپید سالمند همانند نوری است که نباید آن را از بین برد. امام علی علیه السلام می فرماید: «اثر پیری و موی سپید را از بین نبرید که آن خود نور و جلاست». این نور تنها برای دنیا و تنها در این سرای نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله هم می فرماید: «کسی که مویش در اسلام سپید گردد، در روز قیامت برای او نوری و جلایی خواهد بود».

سالمندی؛ کمال و ورزیدگی

سالمندی، نشان دهنده کمال آدمی است. آدمی پس از عمری تلاش و بندگی خداوند، قدم در مرحله ای می نهد که می تواند از فرصت و موقعیت جدیدش در راه تکمیل و تکامل و درست اندیشیدن استفاده کند و موقعیت خود را در جامعه و خانواده محکم تر سازد. او می تواند چنان در معنویت غرق شود که درجاتی عالی یابد و حتی مایه نجات گروهی از گمراهی و عذاب گردد. سالمندان، دنیایی از تجربه ها و آگاهی ها را به همراه دارند و می توان گفت تاریخی متحرک هستند. اینان در تصمیم گیری ها و حل مسائل و دشواری ها، ورزیده و با تجربه شده اند و روز به روز بر تجربه هاشان افزوده شده و آن ها را پربارتر و کامل تر ساخته است.

ارزش سالمندی

سالمند، انسانی پرارج و گران قدر است؛ از آن بابت که عمری را در راه اسلام و مکتب به سر آورده و گنجینهای از تجربه ها و آگاهی ها به شمار می آید. او در دوران زندگی سردی و گرمی بسیار چشیده است و می تواند برای جامعه خیر و سعادت پدید آورد. سالمند قادر است برای جامعه فکر و اندیشه تولید کند که حاصل آن، پربار کردن زندگی و حتی افزایش تولید مادی است. سردی و گرمی هایی که او در طول زندگی چشیده، می تواند وسیله ای برای هموار کردن راه زندگی اعضای کم سال تر جامعه به شمار آید. همه ابعاد وجودی او، درس سازندگی است. وجود او در جامعه، غنیمتی است برای همگان و تجربه ها و دانش هایش روشن کننده راه زندگی و چراغی فرا راه سعادت جامعه است.

سالمندی؛ دوران تجدید صفات

آدمی به هر میزان که سالخورده تر می شود، تصور روشن تری از زندگی به دست می آورد؛ راه و روش زندگی را بهتر فرا گرفته و متوجه لغزش ها و اشتباه های گذشته می شود. در دوران سالمندی، بسیاری از حالات و صفات تجدید و احیا می شود و نقاط مثبت و منفی بسیاری بروز و ظهور پیدا می کند. اصولاً دوران سالخوردگی، با نوعی بیداری همراه است که سالمندان در آن فرصت می یابند گذشته و آینده را در نظر مجسم کنند و همه آنچه بوده و خواهد بود را به صحنه آورند. این حالت ها ممکن است افراد را شاد یا ناراحت کند. در این سنین، تازه آدمی متوجه می شود که لذت ها چه زود فانی شدند و روزهای جوانی به چه سرعتی گذشتند و از دست رفتند.

فکر و احساس سالمندان

سالمندان، فکر و اندیشه ای خاص دارند که ناشی از دیده ها، شنیده ها و تجربه هایی است که در طول مدت زندگی به دست آورده اند. برخی این اندیشه را در خود می پرورانند که به پختگی و کمال رسیده اند، اندیشمند و صاحب رأی اند و می توانند الگوی دیگران باشند. اینان احساس می کنند که افرادی بی حساب نیستند و مورد شور و مشورت قرار می گیرند. برخی نیز احساس می کنند که از سوی فرزندان و خانواده خویش طرد شده اند و جامعه آنها را قبول ندارد. سالمندانی که راه ارتباطی میان خود و خدا را نمی یابند، در روزگار پیری، احساس پوچی و بی خاصیتی دارند و گمان می کنند که نمی توانند منشأ اثر باشند و این، احساس آزاردهنده را برای آنان پدید می آورد.

تظاهرات سالمندی

سال های پیری را می توان سال های متانت و آرامش دانست. سالمندی که عمری کار کرده و مسئولیت بسیاری را پذیرفته و به انجام رسانده است، اکنون در نزد وجدان احساس رضایت می کند؛ اما سالمندانی نیز هستند که قرار و آرام خود را از دست داده و بر گذشته خود ناراحت و متأسف اند، به ویژه اگر عمر را به بیهودگی گذرانده باشند. زود رنجی و نازک دلی، رکود و خمودی یا سرگرم شدن به کار و برنامه ای که حاصل ارزنده ای ندارد، تعصب در گفتار و عمل که گاه خود مانعی بزرگ برای ایجاد تفاهم و اشتراک فکری آنهاست و نیز رعایت آداب و رسومی که ممکن است بی ریشه بوده یا از گذشتگان به ارث رسیده و در آنان پایدار شده باشد، از جمله تظاهراتی است که در وجود افراد پیر و سالمند بروز و ظهور می کند.

سالمندی؛ دوران هجوم بیماری ها و عارضه ها

سالمندی، دوران هجوم بیماری ها و عارضه های گوناگون است؛ چنان که می توان گفت سالخوردگی، آشیانه بسیاری از مرض ها و زمینه های نامناسب زندگی و هجوم بیماری های گوناگون است. زوال جوانی و فرو افتادن آدمی در پیری و سالمندی، به صورت ناگهانی و یک باره نیست، بلکه صورت تدریجی دارد. آنها آهسته آهسته وارد این مرحله می شوند و روز به روز بر ضعف شان افزوده می گردد و به تدریج بستری و گرفتارشان می کند. همچنین بیماری های روانی بسیاری هستند که سالمندان از آن رنج می برند. برای درمان این بیماری ها، تنها نباید به تجویز داروهای مختلف اکتفا کرد، بلکه شایسته است فرد سالمند خواسته های جوانی خود را به دور انداخته و بیشتر از خود مراقبت کند و اطرافیان نیز بکوشند تا موجبات آسایش و راحتی او را فراهم آورند.

نقش سالمندان در خانواده

در یک خانواده متعارف و متعادل، سالمندان نقش سرپرست، راهنما یا کدخدایی را ایفا می کنند که کارشان امر و نهی، هدایت و ارشاد و تنظیم سیاست کلی خانواده است. فرزندان از آنها پیروی کرده و شیوه زندگی را می آموزند. سالمندان، پاسدار ارزش ها و حافظ سنت های اصیل و ارزیاب فرهنگ و میراث اجتماعی هستند. آنان با معاشرت و انس با نسل جدید، می کوشند مفهوم زندگی را برای آن ها روشن کنند، و مراقب باشند لغزش و خطایی از ایشان سرنزند، اخلاق و ادب را به آنها بیاموزند و حفظ و حراست از دستاوردها را به آنان آموزش دهند. سالمندان، همانند نگاهبانی هستند که امور و جریان های داخل شونده و بیرون رونده را تحت مراقبت دارند و تلاش می کنند خانواده در مسیر صواب هدایت شود.

فاصله نسل ها

از مسائل مهم عصر کنونی، فاصله میان جوانان و سالمندان است. مخالفت سالمندان با نسل جدید، به صورت بدبینی، تحقیر و گاه دشمنی و حمله است و مخالفت جوانان با آنها، به صورت مقاومت در برابر سالمندان و طغیان در برابر امر و نهی آنهاست. نوخواهی و تجددطلبی جوانان از یک سو، و پای بندی سالمندان به سنت ها از سوی دیگر، زمینه را برای درگیری ها و آسیب پذیری ها فراهم می کند. برای از میان بردن این فاصله و داشتن محیطی آرام و با صفا، باید دست جوان در دست سالمند قرار گیرد تا هر دو از وجود یکدیگر بهره برند. شناخت علل زمینه ساز ایجاد اختلافات، شناخت طبیعت دو نسل و انتخاب راه مناسب برای نزدیک کردن دو نسل به یکدیگر، در ایجاد این محیط آرام و باصفا بسیار مؤثر است.

توانایی های سالمندان

سالمندان به ظاهر پیر و ناتوان شده اند و به عبارتی به مرحله باز نشستگی رسیده اند، اما واقعیت این است که این افراد، توانایی های بسیاری دارند که به تناسب سن و امکان می توانند آنها را مورد استفاده و بهره برداری قرار دهند. بسیاری از این افراد برای نسل جوان افرادی مهم و قابل اعتمادند که می توانند به تربیت جوانان پرداخته و مشکلات و مسائل آنان را حل کنند. سالمندان باتجربه ها و اندوخته هایی که دارند، قادرند اعضای خانواده و جامعه را در حل مشکلات یاری دهند و شادی و طراوت در زندگی به وجود آورند. تدابیری که سالمندان برای زندگی در پیش می گیرند و تلاش هایی که در زندگی به کار می برند، بسیار مهم و ارزنده است.

نیاز جامعه به سالمندان

جامعه و نسل جوان، به هدایت و ارشاد نیاز دارد تا بتواند در مسیر صحیح زندگی گام بردارد. سالمندان از این جهت که صاحب آگاهی ها و اطلاعات فراوان هستند، می توانند با فراهم آوردن موجبات هدایت و ارشاد جوانان، جامعه ای را از سقوط در سراشیبی انحطاط و زوال حفظ کنند. سالمندان، گنجینه هایی از تجربه های زندگی را به همراه دارند و می توانند برای نسل جوان، مشاور و راهنمای خوبی باشند. آنان با استفاده از خطرات شیرین و تلخ زندگی خود یا حتی آنچه از دیگران دیده یا شنیده اند، می توانند به راهنمایی افراد پرداخته و با گذشت و صفای خود، به انتقال ارزش های سنتی بپردازند و وظیفه نسل جوان را در مورد آینده زندگی و مردم روشن کنند.

برکت وجود سالمندان

وجود سالمندان مایه برکت جامعه است. آنها، اختلاف ها و درگیری هایی را که در محیط خانواده ها پدید می آید، کج روی ها و انحراف هایی که در جامعه انسانی رخ می نماید و روابط تیره و نابه سامانی که در جامعه ها وجود دارد را با بیان و مراقبت خود از میان برده و به حل و رفع دشواری ها می پردازند. سالمندان، راهنما و رهبر همه اند و نه تنها نسل جوان، که گاه میان سالان هم به رهبری آنها نیازمندند. اختلاف ها به دست آنها رفع و حل می شود و تجربه های آنها ارزنده و کارساز، و طرز فکر و اندیشه شان جهت دهنده و رهایی بخش است. جوان نمی تواند مدعی شود به علت بالا بودن سطح علم و مدرک تحصیلی، از سالمند بالاتر و برتر است. اگر ارزش وجودی آنها و آگاهی هایشان را همواره در نظر داشته باشیم، چه برکتی بالاتر از برکت این نسل و چه نعمتی برتر از نعمت وجود سالمندان.

خواسته های سالمندان

سالمندی برای همگان است و خواه ناخواه خواسته هایی را به همراه دارد که باید بسیاری از آنها برآورده شود. جنبه های انسانی درباره سالمندان نباید فراموش شود، به ویژه احترام به شخصیت آنان که امری ضروری است. سالمندان معمولاً خواستار احترام اند و می خواهند مورد توجه و عنایت باشند. اگردستور دادند، به آن توجه شود و دیگران، امر و نهی آن ها را پذیرا باشند. احترام اطرافیان به آنان، موجب رضایت خاطر و شادابی آنهاست، به خصوص از آن بابت که در سایه آن احساس امنیت می کنند و میدانی برای تلاش و فعالیت خود می یابند. در صورتی که خواسته های آنها با احترام برآورده شود، ریشه بسیاری از عصبانیت ها در سالمندان می خشکد و عواطفشان بیشتر و محبت شان به اطرافیان افزون تر خواهد شد و تحمل و مدارای زیادتری در خصوص رفتار دیگران از خود نشان می دهند.

نیازهای عاطفی سالمندان

برای حفظ سالمندان از عوارض گوناگونی که در سر راهشان است، باید آنها را در شرایط محیطی مناسبی قرار داد که وجودعواطف گرم و مهرورزی، و نیز احترام و قدرشناسی از جمله شرایط مهم به وجود آمدن چنین محیطی است. حرمت گذاری بر سالمندان به ویژه در میحط خانواده، قدرشناسی و سپاس گزاری از تلاش ها و فعالیت های آنان و سرمایه گذاری های مادی و معنوی شان درباره نسل جدید و جامعه، تنها نگذاشتن آنان، برقراری ارتباط و ایجاد تفاهم با ایشان، هم دردی با آنان و گوش سپردن به دردها و سخن هایشان، در اولویت قرار دادن مسائل آنها و حل هر چه سریع تر مشکلاتشان، نادیده گرفتن خطاهایی که ممکن است از آنها سربزند، محبت به آنان و حمایت از آنها، از جمله وظایفی است که تک تک افراد خانواده در مقابل سالمندان و برای به وجود آوردن محیطی گرم باید به اجرا در آورند.

موقعیت سالمندان در دنیای صنعت

در دنیای غرب، بیشتر سالمندان جایگاه شایسته ای ندارند و مشکلات مالی، عاطفی، روانی و جسمی فراوانی گریبانگیر آنهاست. در آنجا وضعیت زندگی به گونه ای است که به آن امیدوار نیستند. به سر بردن در تنهایی و انزوا به علت دوری از خانواده و فرزندان، وضعیت روانی و روحیه آنان را به شدت متأثر کرده است؛ به گونه ای که برخی از آن ها در خانه سالمندان، بیمارستان ها یا اتاق انفرادی شان غریبانه می میرند و کسان و خویشانشان، حتی در دفن و تشییع آنها شرکت نمی کنند. در غرب اخلاق ها و رفتارها به گونه ای است که به سالمندان بی اعتنایی می شود و این کمبود، جزئی از فرهنگ و تمدن آن دیار گشته است. اقدامات دولت هم درباره آنها فریب کارانه و ظاهرسازی است و گاه برای آنان مشکل آفرین نیز می شود.

راز بی عزّتی سالمندان در دنیای فناوری

بی عزتی سالمندان در دنیای غرب و بی احترامی به آنان، دلایل گوناگونی دارد که از جمله آنها می توان به طرز فکر در دنیای صنعت برای ارزشمندی انسان اشاره کرد. در دنیای صنعت و فناوری، به هر میزان که توان تولید انسان بیشتر باشد، ارزش و احترام او زیادتر است؛ البته این امری است که در اندیشه اسلامی جنبه حیوانی دارد. تولید کننده نبودن سالمندان و نوع تفکر نسل جوان در این زمینه، وابسته نبودن به مکتب و مذهبی انسان گرا ونیز کمبود مهر و محبت، سببی برای رعایت نکردن حقوق و شئون سالمندان در این گونه جوامع می باشد و حاصل آن هم این است که چنین جوامعی، در سیه روزی و بدبختی و در شرایط سختی زندگی را می گذرانند.

سالمندان در دنیای سنتی

در جوامع سنتی، سالمندان موقعیت شایسته ای در خانواده و اجتماع دارند. افراد جامعه برای ایشان ارزش قائل اند و آن ها را رئیس و داور خویش می شناسند. نقش کلی پیران در محیط خانواده و اجتماع، نقش رئیس، معلم و راهنماست. در جوامع سنتی، پدربزرگ و مادر بزرگ، هسته مرکزی تشکیلات فامیلی هستند. آنها در نزد فرزندان و نوه ها محترم اند و وجودشان در آن محیط، نقش کدخدایی را دارد که امور به دست او سر و سامان می گیرد. تصور اطرافیان در مورد سالمندان این است که وجود آنها در خانه همچون شمعی است که محیط زندگی را روشن می کند و موجبات ثبات و شادمانی اعضای خانواده را فراهم می آورد. این جوامع، هم نشینی سالمندان را برای خود غنیمتی می شمارند و تصورشان این است که دیدن فرد سالمند، آدمی را به یاد خدا می اندازد.

جایگاه سالمندان در اسلام

اسلام به جامعه سالمندان با نظر احترام و تکریم می نگرد و با همه توجهی که به جوانان دارد، با سالمندان به شیوه ای رفتار می کند که افراد جامعه، وجود آنان را بی ارزش و بی مقدار نپندارند. حمایت از سالمندان، از اموری است که مورد توصیه اسلام و ارزش به شمار می آید. در اسلام سالخوردگی نشانه و نماد تجربه و دانایی است و سالخوردگان از مقام اجتماعی شگفتی برخوردارند، به ویژه از آن جهت که آنها گنجینه ای از دانش ها، تجربه ها، معلومات و اندیشه ها به حساب می آیند. از این رو باید مورد دلجویی، محبت و احترام قرار گیرند و شخصیت شان گرامی داشته شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: به پیران و بزرگان خود احترام کنید و بر کوچک تران خود رحمت و عنایت داشته باشید».

ضرورت ارتباط با سالمندان

وجود افراد سالمند در جامعه غنیمت است و آدمی قدر آنها را هنگامی می شناسد که خود فرد بزرگسال یا پدر و مادر شود و به جایگاه این افراد پی ببرد. بر این اساس، ارتباط با سالمندان با نسل جوان، امری ضروری است. جوان ناگزیر است در مسیر زندگی، روش درست و استواری داشته باشد و این هدف قابل دسترسی نیست، مگر اینکه آدمی راه خود را پخته و استوار سازد و از تجربه های آنهایی بهره گیرد که عمری این راه و برنامه را پیموده اند. بسیاری از افتادن ها، سقوط ها و انحطاط ها به دلیل نادانی است و جوان به علت قدرت و غرور، راه بهره گیری درست از آن را نمی شناسد و زندگی با سالمندان، جلو این سقوط ها و انحطاط ها را می گیرد. جوان با بهره مندی از تجربه های سالمندان می تواند نتیجه و حاصل عمر را غنا ببخشد و از مسیر اصلی خود منحرف نشود.

وظایف جوانان در برابر سالمندان

جوانان برای برقراری ارتباطی شایسته و نیکو با سالمندان، باید با وظایف خود آشنا شده و آنها را به بهترین شکل ممکن اجرا کنند. پذیرش و تحمل سالمندان، به ویژه پدر و مادر سالمند و حفظ و نگهداری آنها با صبر و بردباری، رعایت حرمت سالمند که سرباز زدن از آن نوعی تخطی از فرمان الهی است، بهره مندی از تجربه های آنها و نیز مهرورزی و رفع مشکلات آنها، از جمله وظایفی است که جوانان در خصوص سالمندان بر عهده دارند تا بتوانند زندگی آینده خود را بر پایه مشارکت آن پیران فرزانه پی ریزی کنند و با استفاده از تجربه های ایشان، به آرامش و موفقیت در زندگی برسند.

وظایف مردم در مورد سالمندان

در یک جامعه متعادل و اسلامی، مردم در مورد سالمندان وظایف و مسئولیت هایی دارند که باید به آنها توجه کنند. احساس مسئولیت در قبال سالمندان، رعایت احترام آنها و پاسداری و حمایت از منافع و مصالح ایشان، برآورده کردن توقعات و پذیرفتن آنان با رویی گشاده، قدرشناسی از آنها و ارج نهادن زحماتشان، مشارکت دادن ایشان در امور زندگی و جامعه، رعایت اصول انسانی در برخورد با آنها و گرامی داشت مقام ارزشمند سالمندان، وظایفی است که سرپیچی از آنها، نه تنها موجب خشم خداست، بلکه نظام حیات را هم دگرگون می کند. کوچک شمردن سالمندان ضمن آنکه نوعی نادانی به شمار می آید، در واقع نوعی خراب کردن بنایی است که آدمی خود در آن رشد یافته است.

خانه سالمندان

خانه سالمندان به صورت و شکل جدید، ره آوردی از غرب و حاکی از عدم احساس مسئولیت درباره انسان و ارزش های او و بینشی صرفا مادی در مورد اوست. نسل جوان غرب برای رفاه و آسایش خود، سالمندان را که عمری در تولید و تلاش بوده اند، از خود طرد کرده و به سرای سالمندان می برند. اسلام ضمن تأسف از این مسئله، می کوشد موجباتی را پدید آورد که سالمندان در خانه و در کنار فرزندانی زندگی کنند که عمری به تربیت و پرورش آنها همت گماشته و سرمایه عمر و جوانی خود را در آن راه گذاشته اند. در اسلام اداره سالمندان به عهده فرزندان است و آنها باید با نهایت قدرشناسی و عزت این کار را انجام دهند. تأسیس خانه سالمندان، از دو اندیشه رفاه و آسایش اطرافیان و رفاه و آسایش سالمندان ریشه می گیرد؛ البته دور داشتن سالمندان از محیط خانواده، در حقیقت محروم کردن آنها از مصاحبت ها و محبت های بی دریغ است.

پذیرش سالمندی

دنیا چون پلی است بر گذر که مراحل عمر را یکی پس از دیگری بر روی آن خواهیم گذراند. همان گونه که دوران جنینی، کودکی و جوانی را پشت سر می نهیم، دوران پیری و کهولت را هم تجربه خواهیم کرد. بازنشستگی و سالمندی، مرحله ای خاص از زندگی انسان است و سازگاری شخص با شرایط و عواقبی را می طلبد که در این مرحله برای آدمی پدید می آید. دوران سالمندی را هم می توان چون دوران جوانی و میانسالی زیبا کرد و بدون هیچ گونه ناراحتی و مشکلی آن را گذراند. یافتن وضع موجود، خوش بینی به آینده، پذیرش واقعیت سالمندی، نترسیدن از بازنشستگی و توجه به زیبایی های سالمندی، و نیز ایجاد نوعی سرگرمی و شغل برای خویش، از جمله توصیه هایی است که رعایت آنها، پذیرش سالمندی را آسان می کند.


برچسب‌ها: دکتر زیبا ایرانی روانشناس سالمندان
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:0  توسط زیبا ایرانی  | 

راهنمای سفر خارجی افراد مسن

سالمندی، زمان مناسبی برای مسافرت و تفریح است. در این شرایط شما پس‌انداز مناسبی دارید و نیز فشار کاری شما کاهش یافته است. به علاوه فرزندان سر و سامان گرفته‌اند و هر یک به سرخانه و زندگی خود رفته‌اند، بنابراین چرا از این دوران برای دیدن مناطق دیدنی کشورمان و یا سایر نقاط دیدنی جهان استفاده نکنید. ولی پیش از اینکه تدارک یک سفر دو نفره را ببنید، اول شرایط سفر را فراهم کنید؛ سفر در سالمندی.

اگر سفر هوایی طولانی دارید، در طول سفر هوایی پاهای خود را مدام تکان دهند و هنگامی که مهماندار اعلام می کند می توانید کمربندهای خود را باز کنید، چند دقیقه قدم بزنند. این کار از بروز مشکلات عروقی در پا (لخته شدن خون در پاها) جلوگیری می کند.

پیش از سفر با روابط عمومی خطوط هوایی تماس بگیرید و ببنید چه امکانات ویژه‌ای برای کسانی که ناتوانی جسمی دارند، تدارک دیده‌اند مثل سرویس‌های حمل و نقل ویژه و یا تهیه کردن غذاهای مخصوص. سپس لازم است راهنمای تور خود را از ناتوانی جسمی خود آگاه کنید و نیازهای ویژه‌ای را که دارید با او در میان بگذارید، مثلا بگویید شما باید در طول سفر از  واکر استفاده کنید. با سازمان‌های توریستی مقصد تماس بگیرید و ببینید چه امکانات ویژه‌ای برای افرادی که ناتوانی جسمی دارند در نظر گرفته‌اند.

ممکن است کشورهایی که شما به آن مسافرت می‌کنید با محل سکونت‌تان اختلاف ساعت داشته باشند بنابراین برای اینکه بدن‌تان با شرایط جدید تطبیق پیدا کند، برنامه‌ریزی کنید تا در طول سفر خواب کافی داشته باشید و با شرایط، جدید کنار بیایید.

از مسئولان هتل بخواهید یک اتاق در طبقات پایین هتل در اختیارتان بگذارند و از آنها بپرسید آیا حمام این اتاق به گونه‌ای طراحی شده است که شما بتوانید با “ویلچر” وارد آن شوید؟

اگر تنها و یا با همسرتان مسافرت می‌کنید باید بیش از پیش مراقب امنیت خودتان باشید، چرا که در مناطق توریستی همواره تعدادی دزد در کمین هستند که از فرصت استفاده کرده و به سرقت اموال مسافران می‌پردازند درست است که سال ها همراه بچه ها سفر کرده اید و الان مشتاق سفرهای دو نفری هستید اما باید به یاد داشته باشید که محدودیت های جسمی شما گاهی سفر دو نفره را برایتان دشوار می کند. بنابراین اگر وضعیت جسمی تان اجازه نمی دهد با یک همراه دلسوز سفر کنید. قبل از سفر، داروهای خود را داخل ساک بگذارید و حتما درباره داروهایی که مجاز به حمل آنها نیستید از آژانس مسافرتی تان اطلاع کسب کنید. همراه داشتن برخی داروها در بعضی کشورها جرم است و مجازات، جریمه و زندان در پی دارد.

اگر تنها و یا با همسرتان مسافرت می‌کنید باید بیش از پیش مراقب امنیت خودتان باشید، چرا که در مناطق توریستی همواره تعدادی دزد در کمین هستند که از فرصت استفاده کرده و به سرقت اموال مسافران می‌پردازند.

به ویژه این افراد ممکن است چون شما سالمند هستید و به تصور اینکه نمی‌توانید با آنها مقابله کنید شما را طعمه خودشان قرار دهند ولی اصلا نگران نباشید. فقط کافی است اصول ایمنی را در طول سفر دقیقا رعایت کنید. در اتاق هتل و یا ویلایی را که اجاره کرده‌اید، به روی افرادی که نمی‌شناسید، نگشایید.

اگر این افراد خود را مستخدم هتل معرفی کردند با پذیرش هتل تماس بگیرید و ببینید گفته آنها صحت دارد و برای چه هدفی قصد دارند وارد اتاقتان شوند. هنگامی که قصد دارید محل سکونت‌تان را ترک کنید در و پنجره‌های اتاقتان را قفل کنید و در کمدی را که اشیای قیمتی، مدارک و پول‌هایتان در آن است را به دقت کنترل کنید. کلید اتاق خود را روی میز رستوران و یا محلی که به راحتی می‌تواند دزیده شود، رها نکنید. به علاوه همسفران غریبه را به اتاقتان دعوت نکنید. در طول سفر جواهرات قیمتی و پول نقد زیادی همراه نبرید.

اشیای قیمتی خود را می‌توانید به صندوق امانات هتل تحویل دهید و رسید دریافت کنید. اگر با اتومبیل خودتان سفر می‌کنید این اشیای قیمتی را در اتومبیلتان نگه ندارید.

سفر و سلامتی

سفر و سلامتی
پیش از سفر حتما با پزشکتان مشورت کنید و دارویی بگیرید که مقاومت و ایمنی بدن شما را بالا ببرد. در برخی مناطق بیماری‌های مسری شایع است و بدن شما هم آسیب پذیر تر از یک جوان است.

پیش از سفر واکسن و یا سرم‌هایی را که سیستم ایمنی شما را تقویت می‌کنند دریافت کنید و در صورتی که شما بیماری مانند سرطان دارید که در حال پیشرفت است حتما یک رونوشت (کپی) از مدارک پزشکی خود را درون چمدان‌تان جای دهید تا در صورت لزوم پزشکان بتوانند از آنها استفاده کنند.

اگر در هر حال شما در یک کشور غریبه، نیاز به کادر درمانی و یا پزشک پیدا کردید، سعی کنید به بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین مرکز پزشکی و یا بیمارستان آن محل مراجعه کنید چون در این مراکز پزشکی اصلی امکانات ویژه‌ای برای مسافران بیمار در نظر گرفته شده است، مثل مترجم و یا امکانات ارتباط با پزشک خانوادگی‌تان. ‌

در طول سفر از مصرف سالاد و سبزیجات رستوران های بین راهی جدا اجتناب کنند اما در رستوران هتل یا رستوران های مطمئن میوه و سبزی زیاد بخورید تا آب به آب نشوید. اگر به مناطقی سفر می کنید که از کیفیت آب های آشامیدنی آن مطمئن نیستید، حتما قبل از مصرف آب را بجوشایند و بعد مصرف کنید.


برچسب‌ها: روان شناس سالمندان
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:55  توسط زیبا ایرانی  | 

بهبود رژیم غذایی در افراد مسن با کاهش ریسک مرگ زودهنگام همراه است

پزوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه هاروارد آمریکا می گویند نتایج بررسی های صورت گرفته بر تعداد زیادی از افراد مسن نشان داده است که افراد میانسال و مسن که تغذیه بهتری دارند طول عمر بیشتری هم خواهند داشت.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققان عنوان می کنند تغییرات مداوم رژیم غذایی حتی در اواخر زندگی هم ممکن است موجب افزایش طول عمر افراد شود.

سرپرست این تیم تحقیق، دکتر سوتوس پریتو می گوید: پیام اصلی مطالعه ما این است که هیچ وقت برای بهبود کیفیت رژیم غذایی دیر نیست. اکثر شرکت کنندگان مطالعه ما افراد ۶۰ سال و بالاتر بودند.

یافته ها مبتنی بر حدود ۷۴ هزار متخصص سلامت در آمریکا بود که در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تحت مطالعه قرار گرفتند. بین سال های ۱۹۹۸ و ۲۰۱۰، حدود ۱۰ هزار نفر از این شرکت کنندگان فوت کردند.

آنها بعد از مطالعه این افراد دریافتند کسانی که رژیم غذایی شان را بهتر کرده بودند یعنی میوه و سبزیجات و غلات کامل را به رژیم شان افزوده بودند، در مقایسه با افرادی که رژیم غذایی شان ثابت مانده بود، کمتر در معرض مرگ زودهنگام بودند.

در مجموع مشخص شد ۲۰ درصد بهبود در کیفیت رژیم غذایی با ۸ تا ۱۷ درصد کاهش ریسک مرگ زودهنگام به هر علتی مرتبط بود. همچنین کاهش مشابه در مورد ریسک مرگ ناشی از بیماری قلبی یا سکته هم مشاهده شد.


برچسب‌ها: روان شناس سالمندان
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:53  توسط زیبا ایرانی  |